تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٥٥
حاجتهاى خويش دقّت مىكنيد؛ پس اگر آن كس از شما بپذيرد، نعمالمطلوب، و اگر نه،، سخن او را در زير پاىهاى خويش در زير خاك كنيد و پيوسته مگوييد كه مىگويد، و سخن او را نقل مكنيد؛ چه آن باعث شهرتش مىشود؛ پس به درستى كه نقل و شهرت آن بر من و شما بار مىشود و باعث اين مىشود كه بر ما حمله كنند. و بدانيد به خدا سوگند كه اگر شما مىگفتيد آنچه من مىگويم، هر آينه اقرار و اعتراف مىنمودم كه شما اصحاب منيد. اينك ابوحنيفه است كه او را اصحابى چندند. و اينك حسن بصرى است كه او را اصحابى چندند.
و من مردى از قريشم كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله متولّد شدهام و از آن حضرت به وجود آمدهام و كتاب خدا را دانستهام. و در آن بيان هر چيزى هست از ابتداى آفرينش و امر آسمان و امر زمين و امر پيشينيان و امر پسينيان و امر آنچه بوده و آنچه خواهد بود، كه گويا به سوى آنها مىنگرم و همه در برابر چشم من است».[١]
٢٢٦٩/ ٦. از او، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از ربيع بن محمد مسلى، از عبداللَّه بن سليمان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه گفت: حضرت به من فرمود كه:
«پيوسته راز ما پوشيده بود، تا آنكه در دست فرزندان كيسان افتاد، پس در كوچه و راه و دهات و شهر به آن حديث كردند».
٢٢٧٠/ ٧. از او، از احمد بن محمد، از ابنمحبوب، از جميل بن صالح، از ابوعبيده حذّاء روايت است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «به خدا سوگند كه دوستترين اصحاب من در نزد من، پارساترين ايشان و دانشمندترين ايشان است، و آن است كه حديث ما را از همه ايشان بيشتر كتمان كند. و بدحالترين ايشان در نزد من و كسى كه او را از همه ايشان زشتتر مىدارم، كسى است كه چون حديث را بشنود كه به ما نسبت داده مىشود و از ما روايت مىشود، آن را قبول نكند و از آن درهم گرفته شود و آن را انكار نمايد، و كسى را كه به آن اعتقاد كرده تكفير كند و به كفر نسبت دهد، با آنكه او نمىداند، شايد كه آن حديث از نزد ما باشد و به سوى ما سند باشد، و به اين سبب از دوستى ما بيرون نباشد».
[١]. حاصل مراد آنكه حضرت مىفرمايد كه: اگر شما تقيّه كنيد و آنچه نبايد بگوييد، نگوييد و آنچه نشايد بكنيد، نكنيد، نبايد كه من، شما را از خود سلب كنم و اقرار نكنم كه شما اصحاب منيد؛ زيرا كه ابوحنيفه و حسن بصرى اصحاب دارند و نجابت و زادگى[/ نژاد و نسب] و علمى كه من دارم ايشان ندارند، وليكن چون به خلاف تقيّه رفتار مىكنيد، ناچار بايد كه شما را اصحاب خود نشمارم و انكار كنم.( مترجم)