تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٥٣
شما بر دينى هستيد كه هر كه آن را كتمان كند، خدا او را عزيز گرداند. و هر كه آن را آشكار كند، خدا او را خوار و بىمقدار سازد».
٢٢٦٧/ ٤. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از عبداللَّه بن بكير، از مردى، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت: ما جماعتى بوديم كه بر آن حضرت داخل شديم و عرض كرديم كه: يابنرسول اللَّه! ما اراده عراق داريم، پس ما را وصيّت كن.
حضرت باقر عليه السلام فرمود كه: «بايد قوىّ شما ضعيف شما را تقويت دهد، و مالدار شما فقير شما را يارى و اعانت كند. و سرّ ما را فاش مكنيد و امر ما را آشكار منماييد. و چون از جانب ما حديثى برسد و بر آن يك گواه يا دو گواه از كتاب خدا بيابيد، آن را بگيريد و به آن عمل كنيد، و اگر نه، در نزد آن بايستيد. بعد از آن، آن را به سوى ما برگردانيد تا از براى شما ظاهر شود. و بدانيد كه آنكه اين امر را انتظار مىكشد، از برايش مثل اجر كسى است كه روزهدار باشد و به عبادت قيام نمايد. و هر كه قائم ما را دريابد و با آن حضرت به جنگ بيرون رود و دشمن ما را بكشد، از برايش مثل ثواب بيست شهيد باشد. و هر كه با قائم ما كشته شود، او را مثل ثواب بيست و پنج شهيد خواهد بود».
٢٢٦٨/ ٥. از او، از احمد بن محمد، از محمد بن سنان، از عبدالاعلى روايت است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه برداشتن امر ما تصديق كردن و قبول نمودن آن به تنهايى نيست؛ بلكه از جمله برداشتن امر ما، پوشيدن و نگاه داشتن آن است از كسى كه اهل آن نباشد. و چون چنين كسى را ديدى، سلام مرا به ايشان برسان و به ايشان بگو كه: خدا رحمت كند بندهاى را كه دوستى مردم را به سوى خويش بكشاند. و ايشان را حديث كنيد به چيزى كه مىشناسند، و آنچه را كه انكار دارند، از ايشان بپوشيد».
بعد از آن فرمود: «به خدا سوگند كه آنكه جنگ را از براى ما برپا مىكند، مؤنت [/ رنج] و شدّتش بر ما سختتر نيست از كسى كه بر ما سخن مىگويد به چيزى كه ما ناخوش داريم، پس هر گاه آشكار كردن را از بندهاى بشناسيد، به سوى او دويد و او را از آن برگردانيد؛ پس اگر از شما قبول كند، نعمالاتّفاق، و اگر نه، اين را بر او بار كنيد و به گردنش بگذاريد، به واسطه كسى كه بر او گران است و در نزد او عظمتى دارد و از او مىشنود و سخنش را قبول مىكند؛ پس به درستى كه مردى از شما حاجتى مىطلبد و خواهان آن مىشود و در آن دقّت مىكند، تا آنكه از برايش دوا مىشود؛ پس در حاجت من دقّت كنيد، چنان كه در