تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٩٧
محو شود و ده درجه از برايش بلند شود». راوى مىگويد كه: آن حضرت را نمىدانم كه چيزى فرموده باشد، مگر آنكه فرمود: «و برابرى مىكند با آزاد كردن ده بنده و بهتر است از آنكه يك ماه در مسجدالحرام معتكف باشد».
٢١٥٩/ ٢. از او، از احمد بن محمد، از معمّر بن خلّاد روايت است كه گفت: شنيدم از امام موسىكاظم عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه خدا را بندگانى چندند در زمين كه در حوائج مردم سعى مىكنند و ايشانند كه در روز قيامت ايمنند. و هر كه شادى را بر مؤمنى داخل كند، خدا در روز قيامت دل او را شاد گرداند».
٢١٦٠/ ٣. از او، از احمد، از عثمان بن عيسى، از عبيده حذّاء روايت است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «هر كه در حاجت برادر مسلمان خويش راه رود، خدا او را در سايه هفتاد و پنج هزار فرشته قرار دهد. و گامى برندارد، مگر آنكه خدا ثوابى از برايش بنويسد، و به واسطه آن گناهى از او فرو ريزد، و به جهت آن درجه از برايش بلند شود. و چون از حاجتش فارغ شود، خداى عز و جل بنويسد از براى او به واسطه آن حاجت، مزد كسى كه حج كرده و آنكه عمرهاى به جا آورده».
٢١٦١/ ٤. از او، از احمد بن محمد، از محمد بن سنان، از هارون بن خارجه، از صدقه، از مردى از اهل حلوان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «هر آينه اگر در حاجت يكى از برادران مسلمانم راه روم، دوستتر است در نزد من از آنكه هزار بنده را آزاد كنم و هزار كس را بر اسب زين و لجامشده سوار گردانم كه در راه خدا جهاد كنند» (و من متحمّل اخراجات ايشان باشم).
٢١٦٢/ ٥. على بن ابراهيم، از پدرش از حمّاد، از ابراهيم بن عمر يمانى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «هيچ مؤمنى از براى برادر مسلمان مؤمن خويش در حاجتى نرود، مگر آنكه خداى عز و جل به هر گامى از برايش حسنهاى بنويسد، و به واسطه آن گناهى از او فرو ريزد، و به آن درجهاى از برايش بلند گرداند، و بعد از آن او را ده حسنه بيفزايد و در ده حاجت شفيع گرداند».
٢١٦٣/ ٦. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از عثمان بن عيسى، از ابوايّوب خزّاز، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «هر كه در حاجت برادر مسلمان خود سعى كند به جهت طلب كردن رضاى خدا، خداى عز و جل از برايش به سبب آن هزار هزار