تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٨٣
داد؛ به طورى كه اتّفاق افتاده بود؛ پس حضرت شروع كرد كه اظهار شادى مىفرمود به آنچه نجاشى كرده بود. آن مرد عرض كرد كه: يابنرسول اللَّه! گويا كه آنچه با من كرده است تو را شاد گردانيد؟ فرمود: «آرى، به خدا سوگند كه خدا و رسولِ او را شاد گردانيد».
٢١٣٧/ ١٠. ابوعلى اشعرى، از محمد بن عبدالجبّار، از حسن بن على بن فضّال، از منصور، از عمّار؛ يعنى ابواليقظان، از ابان بن تغلب روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از حقّ مؤمن بر مؤمن. فرمود كه: «حقّ مؤمن بر مؤمن از آن عظيمتر است كه كسى از آن سؤال كند. و اگر شما را خبر دهم كافر مىشويد. به درستى كه مؤمن چون از قبرش بيرون آيد، مثالى با او بيرون آيد از قبرش و به او مىگويد كه: بشارت باد تو را به نوازش از جانب خدا و سرور و خوشحالى؛ پس مؤمن به آن مثال مىگويد كه: خدا تو را به خير و خوبى بشارت دهد». حضرت فرمود: «پس آن مثال با مؤمن مىرود و او را بشارت مىدهد به مثل آنچه در اوّل گفته بود. و چون به چيزى بگذرد كه موجب هول و ترس باشد مىگويد كه: اين از براى تو نيست و به تو رجوعى ندارد. و چون به چيز خوبى بگذرد مىگويد كه: اين از براى تو است؛ پس پيوسته با او باشد و او را از آنچه مىترسد ايمنى دهد و به آنچه دوست مىدارد او را بشارت دهد تا آنكه با او در نزد خداى عز و جل بايستد. و چون امر مىشود كه او را به بهشت برند، مثال با وى مىگويد: بشارت باد تو را كه خداى عز و جل امر فرمود كه تو را به سوى بهشت برند». حضرت فرمود كه: «مؤمن مىگويد: خدا تو را رحمت كند! تو كيستى كه پيوسته مرا بشارت مىدهى از آن وقتى كه از قبرم بيرون آمدهام، و در راه كه آمدم با من خو كردى و انيس و مونس من بودى و مرا از جانب پروردگارم خبر دادى؟» فرمود: «پس آن مثال مىگويد كه:
منم آن سرور و شادى كه تو آن را بر برادرانت در دار دنيا داخل مىكردى. از آن آفريده شدهام كه تو را بشارت دهم و در وحشت و تنهايى به تو خو كنم و انيس و مونس تو باشم».
محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن فضّال مثل اين را روايت كرده است.
٢١٣٨/ ١١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از على بن حكم، از مالك بن عطيّه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: دوستترين اعمال در نزد خدا، سرورى است كه آن را بر مؤمنى داخل كنى؛ مانند آنكه گرسنگى او را از او برانى و به سيرى مبدّل گردانى، و اندوهى كه دارد از او زائل كنى».
٢١٣٩/ ١٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از حكم بن مسكين، از امام