تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٧٥
مىخواهند كه آن حاجت را روا كند. و هرگز سه كس از منكران در جايى جمع نشدهاند، مگر آنكه ده برابر ايشان از شياطين در آنجا حاضر مىشوند؛ پس اگر سخن گويند، شياطين به سخنى كه مانند سخن ايشان باشد تكلّم مىنمايند، و چون بخندند، با ايشان مىخندند، و چون در دوستان خدا افتند و در باب ايشان سخنان بد گويند، با ايشان موافقت كنند و در ايشان افتند؛ پس هر كه از مؤمنان به مصاحبت ايشان مبتلى شود، هرگاه در اين امر فرو روند، برخيزد، و شريك شيطان و همنشين او نباشد؛ زيرا كه چيزى تاب مقاومت با خشم خداى عز و جل [را] ندارد، و در برابر آن نمىتواند ايستاد، و هيچ چيز لعنت او را رد نمىتوان نمود» پس آن حضرت- صلوات اللَّه عليه- فرمود كه: «اگر نتواند برخيزد، بايد در دل خويش انكار كند و برخيزد، و اگرچه به قدر دوشيدن گوسفند يا زمان ميان دو دوشيدن شتر باشد» (چه در وقت دوشيدن شتر اندكزمانى صبر مىكنند، و بچّه آن را سُر مىدهند كه شير خورد تا شتر به شير آيد).
٢١٢٧/ ٧. و به همين اسناد، از محمد بن سليمان، از محمد بن محفوظ، از ابوالمغرا روايت است كه گفت: شنيدم از امام موسىكاظم عليه السلام كه مىفرمود: «چيزى بيشتر از زيارت برادران دينى در راه خدا كه به زيارت يكديگر مىروند، شيطان و لشكريان او را مغلوب و منكوب نمىگرداند». و فرمود كه: «دو مؤمن به هم مىرسند و خدا را ياد مىنمايند و فضل ما اهل بيت را ذكر مىكنند؛ پس به قدر پارهاى گوشت خاييده [/ جويده]، گوشت بر روى شيطان باقى نمىماند، مگر آنكه مىريزد و لاغر مىشود، تا به مرتبهاى كه روح آن لعين به جهت سختى آنچه از درد مىيابد، استغاثه و فرياد مىكند كه شايد كسى به فريادش برسد.
بعد از آن فرشتگان آسمان و خازنان بهشتها، آواز آن ملعون را مىشنوند و او را لعنت مىكنند، تا آنكه هيچ فرشته مقرّبى باقى نمىماند، مگر آنكه او را لعنت مىكند؛ پس آن ملعون مىافتد در حالتى كه دور است از آنچه مطلوب او است، و مانده و رانده شده».
باب در بيان داخل كردن شادى بر مؤمن
٨٢. باب در بيان داخل كردن شادى بر مؤمن
٢١٢٨/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد و محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى و هر دو، از حسن بن محبوب، از ابوحمزه ثمالى كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: هر كه مؤمنى را شاد كند، به