تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٤١
نزد ما بسيارند. فرمود: «آيا مالدار بر درويش مهربانى مىكند، و نيكوكار از بدِ بدكار در مىگذرد، و با يكديگر مواسات و برابرى مىكنند؟» عرض كردم: نه. فرمود كه: «اين گروه شيعه نيستند، و شيعه كسى است كه اينها را به جا آورد».
٢٠٦٧/ ١٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن سنان، از على بن فضيل، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «پدرم ابوجعفر- صلوات اللَّه عليه- مىفرمود كه: اصحاب خويش را تعظيم و توقير كنيد و ايشان را بزرگ داريد، و با روىهاى ناخوش يكديگر را ملاقات مكنيد، و همديگر را ضرر مرسانيد، و بر يكديگر حسد مبريد، و بپرهيزيد از بخل كردن، و بندگان خالص خدا باشيد».
٢٠٦٨/ ١٣. ابوعلى اشعرى، از محمد بن عبدالجبّار، از ابنفضّال، از عمر بن ابان، از سعيد بن حسن روايت كرده است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود: «آيا يكى از شما به نزد برادرش مىآيد كه دست خويش را در كيسه او داخل كند و آنچه را كه احتياج دارد برگيرد و صاحب كيسه او را باز ندارد؟» عرض كردم كه: چنين كسى را در ميانه خود نمىشناسم.
حضرت باقر عليه السلام فرمود: «پس در اين هنگام چيزى نيستند». عرض كردم: چون چنين است، هلاك خواهند شد. فرمود كه: «اين قوم هنوز عقلى كه بايد داشته باشند، به ايشان عطا نشده است».
٢٠٦٩/ ١٤. على بن ابراهيم، از حسين بن حسن، از محمد بن اورمه روايت كرده است كه آن را مرفوع ساخته، از معلّى بن خنيس كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از حقّ مؤمن. فرمود كه: «هفتاد حقّ است و من تو را خبر نمىدهم، مگر به هفت حقّ از آنها؛ زيرا كه من بر تو مهربانم، مىترسم كه تاب تحمّل آنها را نداشته باشى». عرض كردم: بلى، متحمّل آنها مىشوم اگر خدا خواهد. فرمود كه: «سير نباشى و او گرسنه باشد، و جامه درنپوشى و او برهنه باشد، و راهنما و پيراهن او باشى كه آن را در مىپوشد (يعنى با او در نهايت خلطت و آميزش و محرميّت باشى)، و زبان او باشى كه به آن سخن مىكند، و از برايش دوست دارى آنچه را كه از براى خود دوست مىدارى، و اگر كنيزى داشته باشى او را بفرستى كه رختخوابش را بگستراند و در حوائج او در شب و روز سعى كنى؛ پس چون چنين كردى، دوستى خود را به دوستى ما، و دوستى ما را به دوستى خداى عز و جل پيوستهاى».
٢٠٧٠/ ١٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از على بن حكم،