تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٢٧
باب در بيان آنچه حق را ثابت مىگرداند از براى آنكه ...
٧٣. باب در بيان آنچه حق را ثابت مىگرداند از براى آنكه ايمان را بر خود مىبندد، و آنچه آن حق را نقض مىكند[١]
٢٠٥٣/ ١. على بن ابراهيم، از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقه روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود- در حالى كه از آن حضرت سؤال شده بود: از ايمان آنكه حق او و برادرى با او بر ما لازم و واجب باشد، چگونه است؟ و به چه چيز ثابت مىشود؟ و به چه چيز باطل مىگردد؟- فرمود: «به درستى كه ايمان به دو طريق فرا گرفته مىشود و ثابت مىگردد: امّا يكى از آن دو طريق آن است كه از صاحبت براى تو ظاهر مىشود؛ پس هرگاه مثل آنچه تو به آن قائلى و اعتقاد دارى، از او برايت ظاهر شود، دوستى و برادرى كردن با وى ثابت و واجب مىشود، مگر آنكه از او چيزى بيايد كه موجب نقض و بطلان باشد، از براى آنچه از خود وصف كرده و آن را از براى تو اظهار نموده؛ پس اگر از او چيزى بيايد؛ يعنى قول يا فعلى از او سر زند كه به واسطه آن استدلال توانى كرد بر نقض آنچه از براى تو اظهار كرده در نزد تو، بيرون مىرود از آنچه براى تو وصف كرده و اظهار نموده، و چنين كسى ناقض خواهد بود آنچه را كه از براى تو اظهار نموده، مگر آنكه ادّعا كند كه آن را به عمل نياورده، مگر به جهت تقيّه و ترس از مخالفان، و با اين ادّعا، در آنچه گفته يا كرده، نظر مىشود، پس اگر چنان باشد كه آن قول يا عمل، از آن چيزها باشد كه تقيّه در مثل آن ممكن نباشد، اين ادّعا از او قبول نمىشود؛ زيرا كه تقيّه را موضعى چند است، كه هر كه آن را از مواضعى كه دارد دور گرداند، از برايش استقامت به هم نرساند و راست نايستد. و تفسير و بيان آنچه پرهيز مىشود، داستان گروه بدى است، كه حكم و فعل ايشان ظاهر[٢] و هويدا است، و آنها بر غير حكم حق و فعل حقّ است، و هر چيزى كه مؤمن در ميانه ايشان به عمل آورد، به جهت بودن تقيّه، از آنچه به فساد و تباهى در دين نرساند، روا باشد».[٣]
[١]. و نقض،- به فتح نون و سكون قاف با ضاد ضظّغ- در اصل به معنى واشكافتن عمارت است و شكستن عهد و بيعت، و تابْ باز دادن ريسمان. و مراد از آن در اينجا، گفتار و كردارى است كه با ايمان و اظهار آن نسازد.( مترجم)
[٢]. ظاهر در اينجا يعنى مسلط و چيره.
[٣]. و حضرت در اين حديث، طريق ديگر را از براى ثبوت ايمان، كه به شهادت شهود است، ذكر نفرمود، به جهت اتّحاد حكم آن، با طريقى كه مذكور شد.( مترجم)