تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٢٥
ديدهبان و رهنماى او كه با او خيانت نمىكند، و بر او ستم نمىكند، و او را عيب نمىكند، و او را وعدهاى نمىدهد كه آن را خلف كند».
٢٠٥٠/ ٩. احمد بن محمد بن عيسى، از احمد بن عبداللَّه (و بنابر بعضى از نسخ كافى از احمد بن محمد بن عبداللَّه)، از مردى، از جميل، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود: «مؤمنان خدمتكاران يكديگرند كه يكديگر را خدمت مىكنند». عرض كردم كه: چگونه خادم يكديگر مىباشند؟ فرمود كه: «حديث را به يكديگر مىرسانند و از همديگر فرا مىگيرند»[١].
٢٠٥١/ ١٠. على بن ابراهيم روايت كرده است، از پدرش و محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى و هر دو، از ابنابىعمير، از اسماعيل بصرى، از فضيل بن يسار كه گفت:
شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «جماعتى از مسلمانان به سوى سفرى كه در نظر داشتند، بيرون رفتند. بعد از آن راه را گم كردند و از آن بيرون افتادند؛ پس تشنگى سختى به ايشان رسيد. بعد از آن كفن پوشيدند و در نزد ريشههاى درخت كه در آنجا بود ماندند، كه ناگاه پيرى كه جامههاى سفيد در بر داشت به نزد ايشان آمد و گفت: برخيزيد كه بر شما باكى نيست و اين آب است؛ پس ايشان برخاستند و آب نوشيدند و سيراب شدند، و به آن شخص گفتند كه: تو كيستى؟ خدا تو را رحمت كند! گفت كه: من از آن جنّيانم كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله بيعت كردند. به درستى كه من شنيدم از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه مىفرمود: مؤمن برادر مؤمن است، و ديدهبان و رهنماى او؛ پس چنان نيست كه شما در حضور من ضايع و هلاك شويد».
٢٠٥٢/ ١١. على بن ابراهيم روايت كرده است كه، از پدرش و محمد بن اسماعيل، از فضل بن شاذان و هر دو، از حمّاد بن عيسى، از ربعى، از فضيل بن يسار كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «مسلمان برادر مسلمان است كه بر او ستم نمىكند، و او را عيب نمىكند، و يارى او را ترك نمىكند، و او را وا نمىگذارد، و در غياب او سخن بد نمىگويد، و با او خيانت نمىنمايد، و او را محروم نمىگرداند».
[١]. مترجم در اينجا گرفتار درج كلمه« الحديث» در متن حديث شده و روايت را نادرست ترجمه كرده و ترجمه درست چنين است: چگونه خادم يكديگر مىباشند؟ فرمود: به يكديگر فايده مىرسانند.( مترجم)