تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٦٩
روايت است كه فرمود: «هر كه كار خوبى را قصد كند كه به جا آورد، بايد كه در آن تعجيل كند و آن را به تأخير نيفكند؛ زيرا كه بنده بسا است كه عمل خيرى را به جا مىآورد؛ پس خداى- تبارك و تعالى- مىفرمايد كه: تو را آمرزيدم، و هرگز چيزى از گناه را بر تو نمىنويسم. و هر كه گناهى را قصد كند، بايد كه آن را به عمل نياورد؛ زيرا كه بسا است كه بندهاى گناهى مىكند و پروردگار- سبحانه و تعالى- او را مىبيند؛ پس مىفرمايد كه: به عزّت و جلال خويش سوگند ياد مىكنم كه بعد از اين گناه، هرگز تو را نمىآمرزم».
١٩٤٣/ ٧. على، از پدرش، از ابنابىعمير، از هشام بن سالم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون چيزى از خوبى را قصد كنى كه به عمل آورى، آن را به تأخير مينداز؛ زيرا كه خداى عز و جل بسا است كه بر بندهاى مطّلع مىشود و مىبيند كه آن بنده مشغول چيزى از طاعت است، پس مىفرمايد كه: به عزّت و جلال خويش سوگند ياد مىكنم كه بعد از اين طاعت، هرگز تو را عذاب نمىكنم. و چون گناهى را قصد كردى آن را به عمل مياور؛ زيرا كه بسا است كه خدا بر بندهاى مطّلع مىشود و مىبيند كه آن بنده مشغول چيزى از معصيت است؛ پس مىفرمايد كه: به عزّت و جلال خويش سوگند ياد مىكنم كه بعد از اين معصيت، تو را هرگز نمىآمرزم».
١٩٤٤/ ٨. ابوعلى اشعرى، از محمد بن عبدالجبّار، از ابنفضّال از ابوجميله، از محمد بن حمران، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «چون يكى از شما عمل خير يا بخششى را قصد كند، پس به درستى كه در جانب راست و چپ او دو شيطان باشند كه او را وسوسه كنند، پس بايد كه مبادرت كند و آن را به عمل آورد، تا شيطانها او را از آن امر باز ندارند».
١٩٤٥/ ٩. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن سنان، از ابوالجارود روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «هر كه چيزى را از خوبى قصد كند، بايد كه در آن تعجيل نمايد؛ زيرا كه هر چيزى كه تأخير در آن باشد، شيطان را در آن مهلتى هست».
١٩٤٦/ ١٠. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از على بن اسباط، از علا، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه خدا خوبى را بر اهل دنيا گران گردانيده، مانند گرانى آن در ترازوهاى اعمال ايشان در روز