تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٥٥
يعقوب! اندوه مخوريد بر آنچه از شما فوت شده از دنيا، چنانچه اهل دنيا اندوه نمىخورند بر آنچه از ايشان فوت شود از دينِ ايشان، هرگاه به دنياى خويش برسند و آن را بيابند».
باب
٦٢. باب
١٩١٨/ ١. حسين بن محمد اشعرى، از معلىّ بن محمد، از حسن بن على وشّاء، از عاصم بن حميد، از ابوعبيده، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «به درستى كه خداى عز و جل مىفرمايد كه: سوگند ياد مىكنم به عزّت و جلال و بزرگى و برترى و رفعت مكان خويش، كه هيچ بندهاى خواهش و امر مرا بر خواهش خود برنگزيند، مگر آنكه پيشهاى او را بر او به قدر كفاف قرار دهم، و چنان كنم كه از براى قوت او بس باشد. و روزى او را در ضمن آسمانها و زمين قرار دهم، يا آنها را ضامن روزى او گردانم، و از برايش از پس تجارت هر تاجرى باشم». و ظاهر اين است كه مراد اين باشد كه، آنچه به هر تاجرى مىرسد از نفع، به او مىرسانم.
١٩١٩/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابنمحبوب، از علاء بن رزين، از ابنسنان، از ابوحمزه، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «خداى عز و جل فرموده است كه: سوگند ياد مىكنم به عزّت و جلال و بزرگى و نيكويى و زيبايى و برترى رفعت خويش، كه هيچ بنده مؤمنى خواهش مرا بر خواهش خويش برنگزيند در باب چيزى از امر دنيا، مگر آنكه بىنيازى او را در خودش قرار دهم، كه به هيچكس احتياج نداشته باشد، و همّت او را در امر آخرتش مقصود گردانم، كه مشغول و مبتلى به امور دنيا نباشد، و روزى او را در ضمن آسمانها و زمين قرارداد كنم، كه از هر جا به او برسد، و از برايش از پس تجارت هر تاجرى باشم» به آن معنى كه در حديث پيش گذشت.
باب در بيان قناعت
٦٣. باب در بيان قناعت[١]
١٩٢٠/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن سنان، از عمّار بن مروان، از زيد شحّام، از عمرو بن هلال روايت كرده است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «بپرهيز از آنكه ديدهات بنگرد به كسى كه از تو بالاتر است. و كافى است آنچه
[١]. و آن راضى شدن است به اندك و زياد نخواستن، و راضى شدن به هر چه باشد.( مترجم)