تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٤٩
درخت قيلوله كند، بعد از آن برود و آن درخت را وا گذارد».
١٩١٢/ ٢٠. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يحيى بن عقبه ازدى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «حضرت ابوجعفر عليه السلام فرمود كه: داستان حريص بر دنيا، چون داستان كرم ابريشم است كه هر چه بيشتر بر خود مىپيچيد، دوريش از بيرون آمدن بيشتر باشد، تا آنكه از روى غم و اندوه بميرد». يحيى مىگويد: و نيز حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «در آنچه لقمان پسر خويش را به آن پند داد اين بود كه: اى فرزند عزيز من! به درستى كه مردمانِ پيش از تو، از براى فرزندان خود جمع كردند؛ پس آنچه جمع كردند، و آنكه آن را برايش جمع كردند، هيچيك نماندند. و نيستى تو، مگر بنده اجير شده، كه خدا تو را اجير و مزدور خود گردانيده، تا از براى او كار كنى. و به كارى مأمور شدهاى، و بر آن به مزدى وعده داده شدهاى؛ پس كار خود را تمام كن و مزد خويش را تمام بگير. و در اين دنيا به منزله گوسفندى مباش كه در كشت سبزى افتد، پس بخورد تا فربه شود، بعد از آن مرگش، در نزد فربه شدنش باشد؛ چه گوسفند چون فربه شد، او را سر مىبرند. ولكن دنيا را به منزله پلى قرار داده كه بر روى نهرى بسته باشد كه تو بر بالاى آن بگذرى، و آن را بگذارى، و تا آخر دهر و عمر خويش به سوى آن باز نگردى. دنيا را خراب بگذار و تعمير مكن آن را؛ زيرا كه تو مأمور به عبادت آن نشدهاى. و بدان كه زود باشد كه تو در فردا سؤال شوى، چون در نزد خداى عز و جل بايستى، از چهار چيز: يكى جوانى خويش، كه آن را در چه چيز كهنه گردانيدى و به پيرى رسانيدى؛ دويم عمر خويش را، كه آن را در چه چيز فانى و تمام كردى؛ سيم و چهارم از مال خويش، كه آن را از چه راه كسب كردى و پيدا نمودى؟ و در چه مصرف آن را صرف كردى؟ پس از براى اين امر آماده شو و از برايش جوابى را آماده كن. و اندوه مخور بر آنچه از دنيا تو را فوت شود؛ زيرا كه، كمى از دنيا، پيوسته باقى نباشد و دوامى ندارد، و بسيارِ آن از بلايش ايمن نمىتوان بود؛ پس آنچه را كه باعث حفظ و نگاهدارى تو است فرا گير، و در كار خويش جد و جهد به عمل آور، و پرده را از روى خويش زائل كن، و متعرّض نيكى پروردگار خود شو، و توبه را در دل خود تازه كن، و در هنگام فراغِ خويش، دامن همّت را بر زن و شتاب كن و كوشش به جا آور، پيش از آنكه به جانب تو قصد شود، و فضاى تو گذارده شود، و حيلوله و منع واقع شود در ميان تو و آنچه مىخواهى» (يعنى پيش از مردن).