تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٤٧
هنگامى كه بر او وارد شده، به واسطه آن بدبخت شده. و بسا كسى هست كه امرى را ناخوش دارد، و در هنگامى كه بر او وارد شده، به سبب آن نيكبخت گرديده، و اين است معنى قول خداى عز و جل «وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ»[١]؛ يعنى: «و نيز گردانيدن دولت و عشرت و نكبت و عسرت در ميان مردمان، از براى آن است كه پاك و پاكيزه گرداند خدا آنان را كه ايمان آوردهاند، و كافران را نيست سازد و هلاك گرداند».
١٩٠٩/ ١٧. از او، از على بن حكم، از موسى بن بكر، از امام موسى كاظم عليه السلام روايت است كه فرمود: «ابوذر گفت كه: خدا دنيا را از جانب من مذمّت جزا دهد، بعد از دو گرده از نان جو كه به يكى از آنها چاشت كنم و به ديگرى شام كنم، و بعد از دو جامه پشمينه كه يكى را لنگ و ديگرى را ردا گردانم».
١٩١٠/ ١٨. و از او، از على بن حكم، از مثنّى، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: «ابوذر در خطبه خويش مىگفت كه: اى جوينده علم! گويا چيزى از دنيا هيچ نبوده، مگر آنچه خوبِ آن نفع بخشد، و بدِ آن ضرر رساند، مگر كسى كه خدا او را رحم كند. اى جوينده علم! هيچيك از اهل و مال، تو را از نفس تو مشغول نسازند كه به كار خويش نپردازى. تو در روزى كه از ايشان جدا مىشوى، مانند ميهمانى هستى كه در ميان ايشان شب را به روز آورده باشى، و بعد از آن صبح كردى، و از ايشان درگذشتى و به سوى غير ايشان رفتى. و دنيا و آخرت چون منزلى است كه از آن به غير آن منتقل كردى، مابين مردن و زنده شدن و برانگيخته شدن از قبرها. نيست مرگ مانند خوابكى كه آن را به عمل آورى و در آن بخوابى؛ پس از آن خواب، بيدار شوى. اى جوينده علم! از براى ايستادن خويش در نزد خداى عز و جل عمل خير را پيش دار؛ زيرا كه تو به عمل خويش مثاب و مأجور خواهى بود.
اى جوينده علم! چنان كه مىكنى جزا داده مىشوى».
١٩١١/ ١٩. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از قاسم بن يحيى، از جدّش حسن بن راشد، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
مرا با دنيا چه كار؟! و من و دنيا با هم چه مناسبت داريم؟! جز اين نيست كه داستان من چون داستان سوارهاى است كه در روز بسيار گرمى درختى از برايش نمودار شود؛ پس در زير آن
[١]. آل عمران، ١٤١.