تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٣
به عكس. و آنچه از سبكى و شتاب اصحاب خويش و اخلاق ناپسنديده ايشان ديدهاى، ناشى [شده است] از آنچه به ايشان رسيده، از آلودگى و مالش به اصحاب دست چپ، و آنچهديدهاى از سيماى نيك آنان كه با شما مخالفت كردهاند، و استوارى عقل و آرام ايشان، ناشى شده است از آنچه به ايشان رسيده، از آلودگى و مالش به اصحاب دست راست».
١٤٦٤/ ٣. محمد بن يحيى، از محمد بن حسن، از على بن اسماعيل، از محمد بن اسماعيل، از سعدان بن مسلم، از صالح بن سهل، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «از رسول خدا صلى الله عليه و آله سؤال شد كه به چه چيز بر فرزندان آدم پيشى گرفتى؟
فرمود: زيرا كه من اوّل كسى هستم كه به پروردگار خود اقرار نمودم. به درستى كه خدا پيمان از پيغمبران گرفت و ايشان را بر خود ايشان شاهد گردانيد، كه آيا من پروردگار شما نيستم؟
گفتند: بلى، تويى پروردگار ما. پس اوّل كسى كه جواب داد، من بودم».
باب در بيان اينكه خلايق چگونه اجابت نمودند و ...
٥. باب در بيان اينكه خلايق چگونه اجابت نمودند و جواب دادند، و ايشان چون مورچگان بودند
١٤٦٥/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابىعمير، از بعضى از اصحاب ما، از ابوبصير روايت كرده است كه گفت: به امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم: فرزندان آدم چگونه جواب دادند و حال آنكه ايشان چون مورچگان بودند؟ فرمود: «در ايشان قرار داد آنچه را كه چون از ايشان سؤال كرد، او را جواب دادند؛ يعنى در وقت پيمان».[١]
باب در بيان فطرت خلايق بر توحيد
٦. باب در بيان فطرت خلايق بر توحيد[٢]
١٤٦٦/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از هشام بن سالم، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: به آن حضرت عرض كردم: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»؛ يعنى: «ملازم شويد آفرينش خدا را، كه خدا مردم را بر آن آفريده در اول امر، و دست از آن برمداريد». حضرت فرمود: «آن فطرت، توحيد است».
١٤٦٧/ ٢. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از عبداللَّه سنان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: از آن حضرت سؤال كردم از قول خداى عز و جل:
[١]. و مراد از آن، چنانچه گفتهاند: قوّه استعداديّه است ازبراى نفس ناطقه، كه قابل كمالات و اعمال خير و نطق است، به حيثيّتى كه چون سؤال واقع شود، به زبان گفتار جواب دهند.( مترجم)
[٢]. و فطرت- به كسر فاء سعفص و سكون طاء حطّى-، آفرينش و ابتداى كار است.( مترجم)