تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣١٩
بنى ضمره بود.
جعفر با نجاشى گفت كه: اى پادشاه! پس مرا چه مىشود كه تو را مىبينم كه بر روى خاك نشستهاى و اين جامههاى كهنه را پوشيدهاى؟ گفت: اى جعفر! به درستى كه ما در آنچه خدا بر حضرت عيسى عليه السلام فرو فرستاده مىيابيم كه: از جمله حقِّ خدا بر بندگان خويش آن است كه در نزد نعمتى كه از براى ايشان تازه پديد مىآورد، از براى آن جناب فروتنى را اظهار كنند.
و چون خداى عز و جل از براى من اين نعمت را به محمد صلى الله عليه و آله احداث فرمود، اين تواضع را از براى خدا احداث نمودم؛ پس در هنگامى كه اين خبر به حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله رسيد، به اصحاب خويش فرمود: به درستى كه صدقه مال صاحب خود را مىافزايد و بيش از پيش مىكند؛ پس تصدّق كنيد تا خدا شما را رحم كند. و به درستى كه تواضع، رفعتِ صاحبش را زياد مىگرداند؛ پس تواضع كنيد تا خدا شما را بلند گرداند. و عفو، عزّتِ صاحب خود را زياد مىسازد؛ پس عفو كنيد تا خدا شما را عزيز سازد».
١٨٦٤/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از معاوية بن عمّار، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود: «به درستى كه در آسمان دو فرشتهاند كه بر بندگان گماشتهاند؛ پس هر كه از براى خدا تواضع كند، او را بلند گردانند و هر كه تكبّر كند، او را پست كنند».
١٨٦٥/ ٣. ابنابىعمير، از عبدالرحمان بن حجّاج، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله در شبانگاه روز پنجشنبه در مسجد قبا روزه گشود و فرمود:
آيا هيچ آشاميدنى هست كه بياشامم؟ اوس بن خولى انصارى قدح بزرگى از دوغ كه با عسل به هم آميخته بود به نزد آن حضرت آورد. و چون قدح را بر دهان مبارك گذاشت، آن را دور ساخت. بعد از آن فرمود: و آشاميدنى كه به يكى از آنها از ديگرى كه با آن است، اكتفا توان نمود، من آن را نمىآشامم، و آن را بر كسى حرام نمىگردانم، وليكن از براى خدا تواضع مىكنم؛ زيرا كه هر كه از براى خدا تواضع كند، خدا او را بلند گرداند، و هر كه تكبّر نمايد، خدا او را پست سازد، و هر كه در معيشت خويش ميانهروى پيش گيرد بىاسراف و تنگگيرى، خدا او را روزى دهد، و هر كه اسراف كند، خدا او را محروم گرداند، و هر كه مرگ را بسيار ياد كند، خدا او را دوست دارد».
١٨٦٦/ ٤. حسين بن محمد، از معلىّ بن محمد، از حسن بن على وشّاء، از داود حمّار، از