تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٦١
دورى كردن است از محرّمات الهى، و تمام شكر گفتن مرد است كه: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»[١].
١٧٢٥/ ١١. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از على بن عيينه، از عمر بن يزيد روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «شكر هر نعمتى و هر چند كه آن نعمت بزرگ باشد، آن است كه خداى عز و جل را حمد كنى».
١٧٢٦/ ١٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از اسماعيل بن مهران، از سيف بن عميره، از ابوبصير كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: آيا شكر را اندازهاى هست كه هرگاه بنده آن را به فعل آورد، شاكر باشد؟
فرمود: «آرى». عرض كردم كه: آن چيست؟ فرمود كه: «خدا را حمد مىكند بر هر نعمتى در باب اهل و مال. و اگر در آنچه خدا بر او انعام فرموده در باب مالش حقّى باشد، آن را ادا كند.
و از اين است قول خداى عز و جل «سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ»[٢]؛ يعنى: «پاك و منزّه مىشمارم آن خدايى را كه مسخّر و رام گردانيده از براى ما اين مركوب را، كه كشتى است يا حيوان، تا به مدد سوارى آن قطع دريا و بيابان كنيم، و نيستيم ما اين مركوب را به قوّت خود طاقتداشتگان بر فرمانبردار گردانيدن و ضبط نمودن آن». و حضرت فرمود: «و از اين باب است قول آن جناب- تعالى-» «رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ»[٣]؛ يعنى:
«پروردگارا! فرود آور ما را فرود آوردنى با بركت يا در منزلى با بركت، و تو بهترين فرودآورندگانى». و از اين باب است قول آن جناب «رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً»[٤]؛ يعنى: «پروردگارا! درآور مرا در قبر، درآوردنى پسنديده و باكرامت، و بيرون آور مرا از آن، در وقت بعث در قيامت، بيرونآوردنى ستوده و باكرامت، و قرار ده از براى من از نزد خود حجّتى يارىدهنده».
١٧٢٧/ ١٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از معمّر بن خلّاد روايت كرده است كه گفت: شنيدم از حضرت امام موسى كاظم عليه السلام كه مىفرمود: «هر كه خدا را به جهت نعمتى حمد كند، شكر او را به جا آورد، و حمد خدا از آن نعمت فاضلتر و بهتر است».
١٧٢٨/ ١٤. محمد بن احمد، از على بن حكم، از صفوان جمّال، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: آن حضرت به من فرمود كه: «خدا نعمتى را بر هيچ بندهاى انعام
[١]. فاتحه، ٢.
[٢]. زخرف، ١٣.
[٣]. مؤمنون، ٢٩.
[٤]. اسرا، ٨٠.