تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٤٥
فاء موجود است كه جواب شرط سابق است- يعنى: «فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ»[١] و ترجمه آيه:
«پس چون بگذرد ماههاى حرام- كه مراد از آن معلوم شد- پس بكشيد مشركان را در هر جا كه ايشان را بيابيد، و بگيريد ايشان را به اسيرى، و ايشان را باز داريد از طواف مسجدالحرام، و از تصرّف كردن در بلاد اسلام، و بنشينيد از براى ايشان در هر كمينگاهى- يعنى ممرّها را بر ايشان ببنديد تا متفرّق نشوند-». «وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ»[٢]؛ يعنى: «و بكشيد ايشان را در هر جا كه ايشان را بيابيد». و حضرت فرمود كه: «خدا ايشان را كشت به دست رسول خدا صلى الله عليه و آله و دوستان آن حضرت، و از برايش ثوابِ صبرى كه كرده بود قرار داد، با آنچه از برايش ذخيره كرده است در آخرت؛ پس هر كه صبر كند و مزد آن را از خدا طلبد، از دنيا بيرون نرود تا آنكه خدا چشم او را روشن گرداند در باب دشمنانش، با آنچه از برايش ذخيره مىفرمايد در آخرت».
١٦٩٣/ ٤. محمد بن يحيى روايت كرده است، از احمد بن محمد بن عيسى، از على بن حكم، از ابومحمد- يعنى عبداللَّه سرّاج- كه آن را مرفوع ساخته به سوى حضرت على بن الحسين عليهما السلام كه فرمود: «صبر نسبت به ايمان، به منزله سر است نسبت به تن، و هيچ ايمان نيست از براى كسى كه او را صبر نباشد».
١٦٩٤/ ٥. على بن ابراهيم، از پدرش، از حمّاد بن عيسى، از ربعىّ بن عبداللَّه، از فضيل بن يسار، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «صبر، نسبت به ايمان، به منزله سَر است، نسبت به تن؛ پس هرگاه سر برود، تن مىرود، و همچنين هرگاه صبر برود، ايمان مىرود».
١٦٩٥/ ٦. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از على بن نعمان، از عبداللَّه بن مسكان، از ابوبصير كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «مردِ آزاده در همه حالاتِ خويش و بر هر حالى كه باشد آزاده است. اگر مصيبتى به او برسد، براى آن صبر كند. و اگر مصيبتها بر او درهم كوفته شد و بر بالاى يكديگر نشيند، او را نشكند، كه نتواند آن بار را بردارد، و هر چند كه اسير شود و مقهور و مغلوب گردد، و آسانى او به دشوارى مبدّل شود؛ چنانچه يوسف صدّيقِ امين عليه السلام بود كه آزادگى
[١]. توبه، ٥.
[٢]. بقره، ١٩١.