تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢١٥
پارسايى كردن است».
١٦٣٣/ ٦. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از احمد بن اسماعيل بن بزيع، از حنان بن سدير روايت كرده است كه گفت: ابوالصّبّاح كنانى به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كرد كه: در بابِ تو از مردم چه مىكشيم. حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «چيست آنچه در خصوصِ من از مردم مىكشى؟» عرض كرد كه: پيوسته در ميان ما و مردى از ايشان سخنى واقع مىشود؛ پس مىگويد كه: جعفرىِّ خبيث است- يعنى مردى است پليد، از اصحاب جعفر بن محمد-. حضرت فرمود كه: «مردم شما را به من سرزنش مىكنند؟» ابوالصّبّاح به آن حضرت عرض كرد: آرى. فرمود: «به خدا سوگند كه آنكه جعفر را پيروى مىكند از شما، بسيار كم است. جز اين نيست كه اصحابِ من كسانى هستند كه پارسايى ايشان سخت باشد، و از براى آفريدگار خويش عمل كنند و ثواب او را اميد داشته باشند، اين گروهند كه اصحاب مناند».
١٦٣٤/ ٧. حنان بن سدير، از ابوساره غزّال، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «خداى عز و جل فرموده است كه: اى فرزند آدم! آنچه را كه من بر تو حرام گردانيدهام اجتناب كن، تا از جمله پارساترين مردمان باشى».
١٦٣٥/ ٨. على بن ابراهيم روايت كرده است، از پدرش و على بن محمد، از قاسم بن محمد، از سليمان منقرى، از جعفر بن غياث كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كرد از پارساى از مردم كه آن كيست؟ فرمود كه: «آنكه از محرّماتِ خداى عز و جل پارسايى ورزد».
١٦٣٦/ ٩. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از على بن نعمان، از ابواسامه روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «بر تو باد به پرهيز كردن از خدا و پارسايى و كوشش و راستىِ خبر، كه در آن دروغ نگويى، و اداى امانت و خوشخلقى و خوشهمسايگى كردن. و خوانندگان مردم باشيد به سوى خويش به غير زبانهاى خود (و مراد اين است كه اعمال نيك را به جا آوريد تا مردم پيرو شما گردند، نه آنكه به زبان آنها را مدح كنيد، و خود نكنيد)، و باعث زينت و آرايش باشيد، و موجب شَيْن و عيب كردن مردمان مباشيد. و بر شما باد كه ركوع و سجود را طول دهيد؛ زيرا كه چون يكى از شما ركوع و سجود را طول دهد، شيطان از پشتسرش آواز دهد و بگويد كه: اى واى بر او! كه او فرمان برد و من نافرمانى كردم، و سجده كرد و من سرباز زدم».