تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٢٠١
خويش، (و به اين جهت جرأتِ بر معصيت نكند)، در بهشت است.
١٦٠٩/ ١١. از او، از احمد بن محمد، از ابنسنان، از ابنمسكان، از حسن بن ابىساره روايت است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «مؤمن، در حقيقت مؤمن نمىباشد، تا ترسان و اميدوار باشد. و ترسان و اميدوار نمىباشد، تا عمل كند به آنچه مىترسد و اميد دارد».
١٦١٠/ ١٢. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از فضيل بن عثمان، از ابوعبيده حذّاء، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «مؤمن در ميان دو ترس است:
يكى ترس گناهى كه گذشته است، نمىداند كه خدا در آنچه كرده است؛ و ديگرى ترس عمرى كه باقى مانده است، نمىداند كه در آنچه كسب مىكند از امورى كه موجب هلاكت او است؛ پس او هيچ روز صبح نمىكند، مگر آنكه ترسان است، و چيزى او را به اصلاح نمىآورد، مگر ترس خدا».
١٦١١/ ١٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابنابىعمير، از بعضى از اصحاب خويش، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «پدرم عليه السلام مىفرمود: ...» تا آخر آنچه در آخر حديث اوّل اين باب گذشت.
باب در بيان حسن خلق و گمانِ نيك به خداى داشتن
٣٤. باب در بيان حسن خلق و گمانِ نيك به خداى عز و جل داشتن
١٦١٢/ ١. چند نفر، از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از ابنمحبوب، از داود بن كثير از ابوعبيده حذّاء، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه:
خداى تبارك و تعالى فرموده است كه: بايد عملكنندگان، بر عملهاى خود كه آنها را براى من به جا مىآورند، اعتماد نداشته باشند؛ چرا كه ايشان اگر منتهاى سعى را به عمل آورند، و خويشتن را در مدّت عمر خويش در عبادت من به رنج و تعب اندازند، مقصّر باشند، و در عبادتى كه كردهاند، به كنه و پايان عبادت من نرسند، در [برابر] آنچه در نزد من طلب مىكنند، از نوازش من و ناز و نعمتى كه در بهشتهاى من است، و بلندترين درجات بلند در همسايگى من، وليكن به رحمت و مهربانى من وثوق و اعتماد داشته باشند، و به فضل من شاد شوند، و به حسن ظنّ و گمان نيك به من داشتن، آرام گيرند؛ زيرا كه رحمت من در