تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٩٩
بعد از آن، راه ايشان جدا شد، كه بر سر دو راه رسيدند. بعد از آن، جوان راهى را پيش گرفت و در آن روان شد. و راهب راه ديگر را پيش گرفت و در آن رفت. ديدند كه آن ابر با جوان مىرود. راهب گفت كه: تو از من بهترى و دعا از براى تو مستجاب شد، و از براى مَنْ مستجاب نشد؛ پس مرا خبر ده كه قصّه تو چيست؟ و بگو چه كار كردهاى؟ جوان خبرِ آن را به راهب گفت. راهب گفت كه: خدا گناهان گذشته تو را آمرزيده، به جهت آنكه ترس او در دلت داخل شد؛ پس بنگر كه در زمان آينده چگونه خواهى بود».
١٦٠٧/ ٩. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از على بن نعمان، از حمزة بن حمران روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه از جمله آنچه حفظ شد از خطبههاى پيغمبر صلى الله عليه و آله آن است كه فرمود: اى گروه مردمان! شما را نشانهها است، پس به نشانههاى خويش منتهى شويد. و شما را عاقبتى است؛ پس به نهايت و آخر خويش برسيد، مگر اينكه مؤمن عمل مىكند در ميان دوترس؛ يعنى ميان مدّتى كه گذشت، نمىداند كه خدا در آن چه كرده، و مدّتى كه باقى مانده، نمىداند كه خدا در آن چه مقدّر خواهد فرمود. پس بايد كه بنده مؤمن، از خود براى خود فرا گيرد، آنچه را كه بايد فرا گرفت. و از دنيا براى آخرت خويش ذخيره كند، و اينها را در زمان جوانى، پيش از پيرى، و در هنگام زندگى، پيش از مردن، به جا آورد؛ پس سوگند ياد مىكنم به آن كسى كه جان محمد به دست قدرت او است، كه بعد از دنيا چيزى نيست كه رضامندى خدا به آن حاصل شود، و بعد از آن خانهاى نيست، مگر بهشت يا دوزخ».
١٦٠٨/ ١٠. از او، از احمد، از ابنمحبوب، از داود رقّى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است در قول خداى عز و جل: «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ»[١] كه فرمود: «هر كه بداند كه خدا او را مىبيند، و آنچه مىگويد، مىشنود، و آنچه را كه مىكند، از خوبى يا بدى، مىداند، و همين او را از اعمال زشت منع كند، چنين كسى همان است كه از مقام؛ يعنى قيام و ايستادنِ حضرت پروردگار خويش ترسيده، و نفس خود را از هوا و هوس باز داشته است». و بنابراين ترجمه آيه اين مىشود كه: «هر كه بترسد از محافظت و نگهبانى پروردگارِ
[١]. الرحمن، ٤٦.