تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٩٥
فرمود كه: «هر كه خدا را بشناسد، از خدا مىترسد، و هر كه از خدا مىترسد، نفس او به دنيا رغبت نمىكند و آن را ترك مىنمايد».
١٦٠٣/ ٥. از او، از ابنابىنجران، از آنكه او را ذكر كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه گفت: به آن حضرت عرض كردم كه: گروهى گناهان را مرتكب مىشوند و مىگويند: اميد داريم. و پيوسته همچنين مىباشند، تا مرگ بر ايشان وارد شود. فرمود كه:
«اين گروه، گروهى هستند كه در آرزوها خود را حركت مىدهند و به آن ميلى مىنمايند، دروغ گفتند، ايشان اميدوار نيستند؛ چرا كه، هر كه چيزى را اميد داشته باشد، آن را جستجو مىكند، و هر كه از چيزى بترسد، از آن مىگريزد».
١٦٠٤/ ٦. و على بن محمد اين را روايت كرده و مرفوع ساخته و گفته است كه: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: گروهى از دوستان و مواليان شما در گناهان واقع مىشوند و مىگويند: اميدواريم. فرمود: «دروغ مىگويند. ايشان دوستان ما نيستند، بلكه اين جماعت گروهى هستند كه آرزوها ايشان را ميل داده و به حركت درآورده است. هر كه چيزى را اميد داشته باشد، از براى تحصيل آن كار مىكند، و هر كه از چيزى مىترسد، از آن مىگريزد».
١٦٠٥/ ٧. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از بعضى از اصحاب خويش، از صالح بن حمزه آن را مرفوع ساخته، و گفته كه، امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «از جمله عبادت خدا آن است كه، كسى سخت از خداى عز و جل بترسد. خداى عز و جل مىفرمايد كه: «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»[١]، و ترجمه آن مذكور شد،[٢] و آن جناب جلّ ثناؤه فرموده است كه: «فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ»[٣]؛ يعنى: «پس مترسيد از مردمان، و بترسيد از من». و آن جناب- تبارك و تعالى فرموده است كه: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»[٤]؛ يعنى: «و هر كه بترسد از خدا، خدا از برايش قرار مىدهد جاى بيرون شدن را؛ يعنى: خلاصى از اندوه دنيا و آخرت». راوى مىگويد كه: حضرت صادق عليه السلام فرمود: «به درستى كه دوستىِ شرف و بزرگوارى و آوازه، در دل كسى كه ترسان و لرزان باشد، نمىباشد».
[١]. فاطر، ٢٨.
[٢]. و از ميان بندگان خدا تنها دانايان از او مىهراسند.
[٣]. مائده، ٤٤.
[٤]. طلاق، ٢.