تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٧٩
در عبادت من به رنج مىافكند، پس در يك شب و دو شب پينَكى[١] را بر او مسلّط مىگردانم، به جهت التفاتى از من براى او، و رعايت و مرحمت بر او، و مىخوابد تا صبح كند؛ پس برمىخيزد، و حال آن كه او نفس خويش را دشمن مىدارد و بر آن عتاب مىكند و آن را به شمار نمىآورد. و اگر او را وا گذارم در ميان او و آنچه مىخواهد از عبادت من، هر آينه عُجب در او داخل شود، به جهت آن؛ پس همان عُجب، او را بكشاند به سوى اينكه به اعمال خود فريفته شود، و از اين راه بيايد او را آنچه هلاكش در آن باشد؛ به جهت عجبى كه به اعمال خويش به هم مىرساند. و از خود راضى مىشود، به مرتبهاى كه گمان مىكند كه بر همه عبادتكنندگان من فائق آمده، و در عبادت من، از حدّ تقصير گذشته و در آن كوتاهى نكرده؛ پس در نزد اين گمان، بسيار از من دور مىشود، با آنكه او گمان دارد كه به سوى من تقرّب مىجويد و به من نزديك مىشود؛ پس بايد كه عملكنندگان، بر عملهاى خود كه آنها را براى ثواب من به جا مىآورند، اعتماد نداشته باشند؛ چرا كه ايشان اگر منتهاى سعى را به عمل آورند، و خويشتن را در مدّت عمر خويش در عبادت من به رنج و تعب اندازند، مقصّر باشند. و در عبادتى كه كردهاند، به كنه و پايان عبادت من نرسند، در [برابر] آنچه در نزد من طلب مىكنند، از نوازش من و ناز و نعمتى كه در بهشتهاى من است، و بلندترين درجات بلند در همسايگى من؛ وليكن به رحمت و مهربانى من وثوق و اعتماد داشته باشند، و به فضل من شاد شوند، و به حسن ظنّ و گمان نيك به من داشتن، آرام گيرند؛ زيرا كه رحمت من در نزد اين اعتقاد، ايشان را دريابد، و رضاى من، ايشان را به من رساند، و آمرزش من، ايشان را لباس عفو من بپوشاند؛ پس به درستى كه منم خداى بسيار بخشاينده مهربان، و به اين نام، خود را ناميدهام».
١٥٨٢/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از سهل بن زياد، از احمد بن محمد بن ابىنصر، از صفوان جمّال، از امام موسى كاظم عليه السلام كه فرمود: «سزاوار است كسى را، كه از جانب خدا دانسته و فهميده باشد، كه خدا را در باب روزى دادن خويش كاهل نشمارد، و او را در آنچه قضا فرموده، متّهم نسازد».
١٥٨٣/ ٦. ابوعلى اشعرى، از محمد بن عبدالجبّار، از محمد بن اسماعيل، از على بن
[١]. يعنى چرت و خواب سبك.