تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٦٣
است؟ عرض كرد: يا رسول اللَّه! مؤمنم از روى حق و راستى. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر چيزى را حقيقت [است]، پس حقيقت گفتار تو چيست؟ عرض كرد: يا رسول اللَّه! دل خويش را از دنيا بريدهام و به آن رغبتى ندارم؛ پس در شبها بيدار خوابى كشيدهام به عبادت كردن، و در روزهاى گرم تشنگى خوردم به روزه داشتن. و گويا كه به عرش پروردگار خويش نظر مىكنم كه از براى حساب وضع شده، و گويا كه من نظر مىكنم به اهل بهشت كه در بهشت به ديدن يكديگر مىروند، و گويا كه من آواز اهل جهنّم را مىشنوم كه در آتش مانند سگان و شغالان و گرگان فرياد مىكنند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اين بندهاى است كه خدا دلش را به ايمان منور ساخته. و به او فرمود: بصيرت و بينايى به هم رسانيدهاى، پس بر اين حال ثابت باش. حارثه عرض كرد: يا رسول اللَّه! دعا كن كه تا خدا شهادت را با تو به من روزى كند. حضرت عرض كرد: بار خدايا! حارثه را شهادت روزى كن. بعد از آن درنگ كرد، مگر چند روزى، تا آنكه رسول خدا گروهى از اصحاب را به جنگ فرستاد و حارثه را نيز با ايشان روانه كرد؛ پس جنگ كرد و نه كس يا هشت كس را كشت. بعد از آن كشته شد».
و در روايت قاسم بن بريد، از ابوبصير واقع شده كه گفت: «حارثه با جعفر بن ابىطالب شهيد شد، بعد از نه نفر و او دهم ايشان بود».
١٥٥٤/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفرصادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه عليه- فرمود: به درستى كه بر هر حقّى، حقيقتى و بر هر صوابى، نورى است».[١]
باب در بيان تفكر و انديشه كردن
٢٨. باب در بيان تفكر و انديشه كردن
١٥٥٥/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «اميرالمؤمنين- صلوات اللَّه عليه- مى فرمود: دل خويش را به انديشه كردن بيدار كن، و او را دلالت نما بر آنچه از آن غافل باشد. و پهلوى خويش را از خوابگاه شب دور كن، و بپرهيز از خدا كه پروردگار تو است».
١٥٥٦/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از بعضى از اصحاب خويش، از ابان، از حسن صيقل روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از آنچه مردم روايت
[١]. و همين حديث با زيادتى در باب اخذ به سنّت و شواهد كتاب از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت و شرح شد.( مترجم)