تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٦١
مردم به جا آورد. بعد از آن به جوانى كه در مسجد بود نظر فرمود. آن جوان در عالم پينكى[١] سر خويش را مىجنباند و مكرّر آن را فرود مىآورد و به زير مىافكند، و رنگش زرد شده و تنش لاغر و نزار گشته و چشمهايش در سرش فرو رفته؛ پس رسول خدا به آن جوان فرمود:
بر چه حال صبح كردهاى اى فلان؟! عرض كرد: صبح كردهام با يقين كه هيچ شك ندارم.
رسول خدا از گفتار آن جوان تعجب فرمود، و فرمود: هر چيز را حقيقتى و دليلى هست، پس حقيقت يقين تو چيست؟ عرض كرد: يا رسول اللَّه! يقين من همان است كه مرا اندوهناك ساخته، و شب، مرا بيدار گردانيد، و ساعتهاى بسيار گرم، مرا تشنه نموده است[٢]، و دل خويش را از دنيا و آنچه در آن است بريده و بركندهام و به آن هيچ رغبت ندارم، تا آنكه گويا به عرش پروردگار خويش نظر مىكنم كه از براى حساب خلايق برپا شده، و خلايق از براى حساب محشور شدهاند. و گويا كه من نظر مىكنم به اهل بهشت كه در بهشت تنعّم مىكنند و يكديگر را مىشناسند و با هم تعارف مىنمايند و بر تختهاى خويش تكيه زدهاند. و گويا كه من به اهل جهنّم مىنگرم كه ايشان در آن معذّبند و فرياد مىكنند و مىخروشند. و گويا كه من الحال بانگ خروش آتش جهنم را مىشنوم كه در گوشهاى من مىگردد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله به اصحاب خويش فرمود: اينك بندهاى است كه خدا دلش را به ايمان منوّر ساخته. بعد از آن به آن جوان فرمود: دست از آنچه بر آنى برمدار و هميشه بر اين حال و بدين منوال باش. آن جوان عرض كرد: يا رسول اللَّه! دعا كن كه مرا شهادت روزى شود و همراه تو در راه خدا شهيد شوم. رسول خدا از برايش دعا فرمود. بعد از آن پر مكث نكرد تا آنكه در بعضى ازجنگهاى پيغمبر صلى الله عليه و آله بيرون رفت، و بعد از آنكه نه نفر شهيد شدند، شهيد شد، و او دهم شهيدان آن جنگ بود».
١٥٥٣/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن سنان، از عبداللَّه بن مسكان، از ابوبصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله رو به حارثة بن مالك بن نعمان انصارى آورد و به او فرمود: اى حارثة بن مالك! حالت چون
[١]. يعنى چرت و خواب سبك.
[٢]. و نظير اين عبارت در دعاى سجده الياس مذكور شد، در باب اينكه همه كتابها كه از نزد خداى عز و جل فرود آمده درنزد ائمه عليهم السلام است. حاصل مراد آنكه، يقين من باعث بيدارخوابى من شده در شبها به عبادت، و موجب تشنگى من گرديده در روزها به روزه داشتن.( مترجم)