تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥٣
كار را به او واگذارد، و پيشدستى از براى هر كه نيكى كند، و خوبى از براى هر كه بشتابد، و سپر از براى هر كه صبر و شكيبايى ورزد، و لباس از براى هر كه پرهيزگار شود، و پشت و پشتيبان از براى هر كه راه راست يابد، و پناه از براى هر كه ايمان آورد، و ايمنى از براى هر كه اسلام آورد، و اميدوارى از براى هر كه راست گويد، و بىنيازى از براى هر كه قناعت كند.
پس اين حقّى است كه راه آن راست است، و كار آنكه از آن نقل شود بزرگوارى، و صفت آن نيكوتر است؛ پس آن از هر راهِ راستى روشنتر است؛ كه چراغ خانه آن تابان و چراغ آن فروزان است، غايتش بلند و بزرگوار، و ميدانش كم واندك نه بسيار، و اسبان جمع شدهاش از براى دوانيدن به هم جمع شده، و پيشى گرفتنش شتابان، و سختى آن دردناك و دردآورنده، و اسباب آنكه از براى حوادث ساخته شده كامل و تمام، و سوارانش خوب و گرانمايه؛ پس ايمان، راه راست آن است، و كارهاى شايسته، چراغ خانه آن، و دانشمندى در دين، چراغهاى آن، و دنيا، ميدان آن، و مرگ، آخر و عاقبت آن، و قيامت، اسبان جمع شده آن براى دوانيدن، و بهشت، پيشى گرفتن آن، و آتش جهنّم، سختى آن، و پرهيزگارى، اسباب و عدّه آن، و نيكوكاران، سواران آن؛ پس به ايمان، استدلال مىشود بر كارهاى شايسته، دانشمندى آبادان مىشود، و به دانشمندى، از مرگ ترسيده مىشود، و به مرگ، دنيا تمام مىشود، و به دنيا، به سوى قيامت عبور مىشود، و به قيامت، بهشت نزديك گردانيده مىشود، و بهشت، حسرت اهل جهنّم است كه اندوه مىبرند بر آنكه از ايشان فوت شده. و آتش جهنّم پند است ازبراى پرهيزگاران. و پرهيزگارى اصل و ريشه ايمان است».
باب در بيان صفت ايمان
٢٥. باب در بيان صفت ايمان
١٥٤٤/ ١. به اسناد اوّل، از ابنمحبوب، از يعقوب سرّاج، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: «اميرالمؤمنين عليه السلام از ايمان سؤال شد. فرمود: خداى عز و جل ايمان را بر چهار ستون قرار داد؛ يعنى بر صبر و يقين و عدل و جهاد؛ پس از اين، چهار ستون را بر چهار شعبه قرار داد؛ يعنى بر شوق و آرزومندى و ترسيدن و بىرغبتى و چشمداشت و انتظار؛ پس هر كه به سوى بهشت مشتاق باشد، از خواهشهاى نفس بگذرد و عشقش به آنها تمام شود.
و هر كه از آتش جهنّم بترسد، از محرّمات الهى باز گردد. و هر كه در دنيا رغبت نداشته باشد، مصيبتهاى دنيا بر او سهل و آسان باشد. و هر كه مرگ را انتظار كشد، به سوى خوبىها