تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٤٩
«سزاوار است مؤمن را كه هشت خصلت در او باشد: يكى آنكه در نزد امورى كه موجب اضطراب و بىآرامى است، آرميده باشد. دويم آنكه در نزد بلاء بسيار صابر باشد. سيم آنكه در نزد وسعت و خوشحالى به غايتِ شكر باشد. چهارم آنكه قناعت كند به آنچه خدا او را روزى كرده. پنجم آنكه بر دشمنان ستم نكند. ششم آنكه بار خويش را بر دوش دوستان خويش و آشنايان بار نكند. هفتم آنكه بدنش از او در رَنج و تعب باشد. هشتم آنكه مردم از او در راحت و خوشى و آسايش باشند. به درستى كه علم، دوست مؤمن است و حلم، وزير او و عقل، پادشاه لشكرهاى او و نرمى و مدارايى، برادر او و نيكى، پدر او است».
١٥٤٠/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سكونى، از امام جعفر صادق، از پدرش عليهما السلام روايت كرده است كه فرمود: «اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: ايمان را چهار ركن است:
يكى توكّل كردن بر خدا؛ دويم تفويض كردن هر كارى به خدا؛ سيم خوشنود بودن به قضاى خدا؛ چهارم تسليم كردن از براى امر خداى عز و جل و منقاد بودن كه از آن سر باز نزند».
١٥٤١/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از آنكه او را ذكر كرده، از محمد بن عبدالرحمان بن ابىليلى، از پدرش، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود: «شما شايستگان نمىباشيد تا بشناسيد ...» تا آخر آنچه در باب «معرفت امام و ردّ به سوى او» مذكور شد.
١٥٤٢/ ٤. از او، از پدرش، از سليمان جعفرى، از ابوالحسن حضرت امام رضا، از پدرش عليهما السلام روايت است كه فرمود: «در بعضى ازجنگهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله گروهى به نزد آن حضرت آمدند. فرمود: شما كيستيد؟ عرض كردند كه: ما مؤمنانيم، يا رسول اللَّه! فرمود:
ايمان شما به كجا رسيده و اندازه آن چه قدر است؟ عرض كردند كه: صبر كردن در نزد بلاء و زحمت، و شكر كردن در نزد رخا و وسعت، و رضا به قضاى خداى. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
ايشان بردبارانى چندند، دانايان كه نزديك است كه به جهت دانشمندى، پيغمبران باشند. اگر شما چنان چه وصف مىكنيد باشيد، پس آنچه را كه در آن ساكن نمىشويد، مسازيد، و آنچه را كه نمىخوريد، جمع مكنيد. «وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ»[١]؛ يعنى: «و بپرهيزيد از خدايى كه به سوى او برگردانيده مىشويد».
[١]. مائده، ٩٦.