احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٣ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ* قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ* فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ* وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ* «إلى قوله»: وَ يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ ١٥- ٢٠.
در باره آيه قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا مىنويسد: كسانى كه اميدى به ديدار ما ندارند يعنى ايمان به زندگى آينده و قيامت ندارند ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا يعنى جز اين قرآن كتاب ديگرى براى ما بياور أَوْ بَدِّلْهُ يعنى تغيير بده و بر خلاف آن بصورت ديگرى درآور فرق بين اين دو صورت اينست كه كتاب ديگرى بياورد ممكن است قرآن هم باشد با كتاب ديگر ولى تغيير و تبديل بصورتى است كه ديگر آن قرآن نخواهد بود.
بعضى گفتهاند «بَدِّلْهُ» منظور اينست كه احكام و حلال و حرام آن را تغيير بده، منظورشان اين بود كه محدوديتها برطرف شود و هر چه مايلند انجام دهند.
وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ خداوند به شما اعلام نكرده كه اين قرآن را من بر او نازل نكردهام من مدتها در ميان شما زندگى ميكردم پيش از نزول قرآن هرگز مدعى نبوت نشده بودم و نه قرآن براى شما مىخواندم تا خداوند به اين مقام مرا مفتخر نمود.
وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ خداوند از قول كفار مىگويد كه آنها مدعى هستند كه ما اين بتها را مىپرستيم تا براى ما نزد خدا شفاعت كنند و خداوند به ما اجازه پرستش آنها را داده و بزودى در عالم آخرت آنها را شفيع ما قرار مىدهد و چنين مىپنداشتند كه عبادت بتها بهتر است از عبادت و پرستش خدا در بزرگداشت خداوند در نتيجه جمع بين گفتار ناپسند و كردار ناپسند و اعتقاد ناپسند كرده بودند.
بعضى گفتهاند منظورشان اين بود كه بتها شفيعان ما در امور دنيوى و اصلاح معاش هستند.
اين نظريه از حسن نقل شده استدلال كرده چون آنها بدليل آيه وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ كه در اين آيه به صراحت مدعى هستند كه بعث و نشرى