احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٦١ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
در ميان مردم مىگفت من شخصى هستم كه مورد عيب و خوردهگيرى قرار نمىگيرم و هرگز خواسته مرا رد نمىكنند و دستورم را رها نمىكنند مردم مىگفتند راست مىگوئى همين طور است اينك حرمت ماه محرم را براى ما فراموش كن و آن حرمت را يك ماه بتاخير انداز و به جاى محرم صفر را حرام و محرم را حلال كن. اين كار را مىكرد پس از آمدن اسلام كسى كه اين كار را مىكرد جناده بن عوف بن اميه كنانى بود.
ابن عباس مىگويد اولين كسى كه «نسىء» را معمول نمود عمرو بن لحى بن قمعه بن خندف بود ابو مسلم گفته است مردى از بنى كنانه بود كه قلمس نام داشت. مجاهد گفته است كه مشركان در هر ماه دو سال حج به جا مىآوردند. دو سال در ذيحجه بعد دو سال در محرم و پس از آن دو سال در صفر بهمين ترتيب تا در ذى قعده مطابق حجى شد كه پيامبر ٦ قبل از حجه الوداع انجام داد سپس پيامبر اكرم در سال بعد در ذيحجه مراسم حج را به جاى آورد كه اين همان حجه الوداع و آخرين حج پيامبر بوده، اين مطلب را مىفرمايد در سخنرانى خود كه فرمود: الا ان الزمان قد استدار كهيئته يوم خلق السموات و الارض السنه اثنا عشر شهرا منها اربعه حرم، ثلاثه متواليات ذو القعده و ذو الحجه و المحرم و رجب مفطر الذى جمادى و شعبان.
مردم زمان دور زد به همان صورتى كه خداوند در ابتدا آسمان و زمين را آفريده بود هر سال ١٢ ماه است و از دوازده ماه چهار ماه آن حرام است كه سه ماه متوالى و پشت سر هم قرار دارد ذى قعده و ذيحجه و محرم ماه چهارم رجب است كه فاصله است بين جمادى الآخر و شعبان.
منظور پيامبر ٦ اين بود كه ماههاى حرام برگشت به همان صورت اول و حج به همان ذيحجه برگشت و نسىء از ميان رفت.
لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ يعنى آنها هر ماه را كه حلال مىكردند يكماه از ماههاى حلال را بجاى آن حرام مىنمودند و هر ماه را كه حرام مىكردند بجاى آن يكماه از ماههاى حرام را حلال مىشمردند تا از نظر تعداد ماهها موافق با دستور خدا باشد.
«و قال تعالى»: وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِيماناً فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ* وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ