احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٠ - بخش اول احتجاج خداوند تبارك و تعالى با صاحبان مذاهب و اديان مختلف در قرآن كريم
٦ داشتند يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا يعنى شبيه سخن بتپرستان در عبادتشان يا در پرستش ملائكه كه مىگويند فرشتهها دختران خدايند.
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ از حضرت باقر و امام صادق ٨ روايت شده كه فرمودهاند به خدا قسم مردم براى احبار و رهبان خود نماز و روزه نگرفتند ولى آنها براى مردم حلالهائى را حرام و حرامهائى را حلال نمودند مردم نيز از آنها پيروى كردند در نتيجه آنها را ناخودآگاه پرستش نمودند.
ثعلبى به اسناد خود از عدى بن حاتم نقل كرده كه گفت خدمت پيامبر اكرم ٦ رسيدم و صليبى از طلا برگردن آويخته بودم فرمود: عدى، اين بت را از گردن خود بدور انداز. من صليب را از گردن خود خارج نمودم و رها كردم و برگشتم خدمت آن جناب ديدم اين آيه را مىخواند.
كه احبار و رهبان خود را به جاى خدا مىپرستند» عرض كردم: ما آنها را نمىپرستيم فرمود مگر آنها براى شما حرام نمىكنند چيزهائى را كه خدا حلال نموده و شما نيز آن چيزها را حرام مىشماريد و حلال مىنمايند چيزهائى را كه خداوند حرام كرده شما هم حلال مىشماريد گفتم صحيح است فرمود همين است پرستش آنها در باره آيه إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ منظور تاخير ماههاى حرام است بر خلاف ترتيبى كه خداوند براى آنها معين نموده.
عربها چهار ماه را حرام مىدانستند و آنها اين حرمت را از ملت ابراهيم و اسماعيل به يادگار داشتند با اينكه پيوسته به جنگ و غارت اشتغال داشتند گاهى بر آنها دشوار و ناگوار بود كه سه ماه متوالى دست از جنگ و غارت بردارند گاهى حرمت ماه محرم را تاخير مىانداختند و صفر را حرام مىنمودند و در محرم جنگ و غارت را حلال مىشمردند مدتى به اين وضع مىگذراندند باز دو مرتبه تحريم را به خود ماه محرم بر مىگرداندند و اين كار را نمىكردند مگر در ماه ذيحجه.
ابن عباس گفته است زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ معنى آن اينست كه اعراب آنچه خداوند حرام كرده بود حلال مىشمردند و آنچه حلال نموده بود حرام. فراء مىگويد كسى كه اقدام به اين عمل مىكرد مردى از قبيله بنى كنانه بود به نام نعيم بن تغلبه و رئيس موسم و مراسم حج بود.