احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٥ - بخش دوم احتجاج پيامبر اكرم
مقربين مانند برترى من است كه من پروردگار جهانيانم بر تمام جهانيان همين سخن را خداوند به موسى فرمود وقتى او گمان مىكرد بر تمام جهانيان برترى دارد.
يهوديان از اين جملات به خشم آمدند و تصميم گرفتند كه پيامبر اكرم ٦ را بكشند و خواستند شمشيرهاى خود را از نيام بكشند تمام آنها متوجه شدند كه دستهايشان مثل اينكه از پشت بسته شده و خشك است كه قدرت حركت دادن آن را ندارند متحير ماندند.
پيامبر اكرم ٦ فرمود ناراحت نباشيد خداوند تصميم خوبى در باره شما دارد نگذاشت كه به دوست او حمله كنيد و شما را مجبور كرد كه استدلال او را در باره نبوت حضرت محمد و وصى او على بن ابى طالب (ع) گوش دهيد.
سپس پيامبر اكرم ٦ رو به يهودان نموده فرمود اى مردم يهود اين رؤساى شما كافرند و اموال شما را مىبلعند و حقوق شما را نمىدهند و ستم به شما روا داشتهاند در اموالى كه به خود اختصاص دادهاند پايين و بالا مىبرند.
رؤساى يهودان گفتند اينك استدلال بر ادعاى خود بنما در مورد نبوت خويش و وصايت على (ع) برادرت اين ادعاها بيخود است كه هم كيشان ما را عليه ما مىشورانى.
پيامبر اكرم ٦ فرمود اما خداوند عزيز اجازه داده كه من حاضر نمايم آن اموالى را كه شما به اين مردم ضعيف خيانت كردهايد و همچنين صورت حسابهائى كه ترتيب دادهايد و در آن صورت حسابها حق اينها را را به نفع خويش ضبط نمودهايد حاضر شود و اعضاى آنها گواهى دهد به اين عمل و هم اعضاى شما سخن از اين ظلم افشاء كند.
در اين موقع پيامبر اكرم ٦ فرمود اين فرشتهها خداى عزيز كليه اموالى كه اينها به نفع خويش ضبط نموده و به مردم عوام ستم روا داشتهاند حاضر كنيد. كيسههاى زر و سيم و لباسها و حيوانات و انواع مختلف از اموال از بالا سرازير شدند و در مقابل ايشان صف كشيدند.
فرمود پيامبر اكرم ٦ صورت حسابهاى آنها را بياوريد كه در آن صورت حسابها اينها مغالطه نموده و حق اين بيچارگان را به خويش اختصاص دادهاند در اين موقع طومارهائى آمد و روى زمين قرار گرفت فرمود اين طومارها را برداريد. وقتى برداشتند نوشته شده بود نصيب و حق فلان كس فلان مبلغ است. پيامبر اكرم ٦ فرمود اى فرشتگان خدا زير اسم هر كس مقدارى كه از او به سرقت گرفتهاند و به او ستم روا