احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٣ - بخش اول احتجاجى كه پيامبر اكرم
قسمتى از آن به قسمت ديگر متصل است اگر اين اتصال و پيوستگى نباشد ساختمان استحكام نخواهد داشت و درست نمىشود بقيه اشياء نيز شبيه همين ساختمان است وقتى اين اشيائى كه به يك ديگر نيازمند هستند تا بتوانند كامل و درست باشند قديم باشد. شما توضيح دهيد اگر اينها مخلوق و آفريده باشند بايد به چه صورت درآيند كه غير اين صورت فعلى باشد و چه مختصاتى غير از اين وضع فعلى خواهند داشت.
طبيعى مذهبان سكوت اختيار كرده متوجه شدند نمىتوانند صفتى براى مخلوق و آفريده شده بيابند جز همين صفاتى كه اكنون در موجوداتى كه به عقيده آنها قديم است وجود دارد مغلوب شدند و تقاضاى انديشه و تفكر بيشتر كردند.
پيامبر اكرم متوجه ثنويان (پيروان مانى) كه معتقدند آفرينش جهان از نور و ظلمت است شده فرمود شما را چه واداشته به اين اعتقاد گفتند چون ما مىبينيم جهان از دو قسمت تشكيل شده خير و شر. اين دو با يك ديگر ضدند نمىتوانيم بپذيريم كه يك آفريننده چيزى را بيافريند و ضد آن را نيز بوجود آورد هر كدام از اين دو يك فاعل و انجام دهنده دارند مگر نمىبينى كه يخ محال است گرم باشد و آتش محال است كه سرد باشد براى اين دو موجود دو صانع قديم كه ظلمت و نور است معتقدشدهايم.
پيامبر اكرم فرمود شما مگر سياهى و سفيدى و قرمزى و زردى و رنگ سبز و آبى را مشاهده نمىكنيد هر كدام از اين رنگها با ديگرى ضد است چون نمىتواند دو رنگ در يك محل جمع شود مانند سرما و گرما كه نمىتواند در يك جا جمع شود گفتند صحيح است فرمود پس چرا براى هر رنگى صانعى قديم قائل نشدهايد تا فاعل هر كدام از اين رنگها غير از فاعل ديگرى باشد.
ثنويان ساكت ماندند.
آنگاه پيامبر اكرم فرمود چگونه اين نور و ظلمت با يك ديگر درآميختند با اينكه يكى طبيعتش صعود است و ديگرى نزول اگر دو نفر در حال حركت باشند يكى به جانب شرق و ديگرى در جهت غرب تا وقتى به سير و حركت خود در دو جهت مختلف ادامه دهند ممكن است با يك ديگر ملاقات كنند؟ گفتند نه.
فرمود پس نمىتواند نور و ظلمت با هم درآميزد چون هر كدام جهت مخالف با