احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٧ - بخش دوم آنچه از معصومين
و در روايت ابى الجارود است از حضرت ابى جعفر (ع) در مورد آيه بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً جريان اين بود كه آنها گفتند يا محمد ٦ به ما رسيده كه هر يك از بنى اسرائيل گناهى مىكردند فردا صبح گناه او و كفاره آن گناه سرش گذاشته مىشد. جبرئيل بر پيامبر اكرم ٦ نازل شده گفت قوم تو خواستهاند سنت بنى اسرائيل در مورد گناه ميان ايشان نيز جارى شود، اگر بخواهند همين كار را در مورد آنها نيز مىكنيم و مانند بنى اسرائيل كيفر خواهيم كرد. چنين گمان كردند كه پيامبر ٦ خوش ندانست اين كيفر در باره قومش اجرا شود.
١٤٩- تفسير قمى- إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ گفت بر آل محمد ٦ است كه قرآن را جمع كنند و آن را بخوانند فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ گفت پيروى كنند از آنچه مىخواهند ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ بر ما است تفسير آن وَ شَدَدْنا أَسْرَهُمْ يعنى آفرينش آنها را شاعر گفته است:
|
و ضامره شد المليك اسرها |
اسفلها و ظهرها و بطنها |
|
گفت ضامره اسب اوست محكم كرد مليك «تكاد مادتها» گفت گردنش را (تكون شطرها) يعنى نصف آن.
توضيح: اين قسمت (تكاد مادتها تكون شطرها) مصرع ديگر شعر است كه اول آن را ذكر نكرده در موقع تفسير شد ذكر مىكند در بعضى از نسخهها اين مصراع در بين آن دو مصراع ذكر شده (ماده) به معنى گردن در لغت نيافتيم ظاهرا بايد هاديها باشد كه هادى به معنى گردن است در اين صورت وزن و معنى هر دو درست مىشود.
١٥٠- تفسير قمى- أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ يعنى آب بدبو فَجَعَلْناهُ فِي قَرارٍ مَكِينٍ قرار مكين رحم است أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً أَحْياءً وَ أَمْواتاً كفات به معنى مساكن است گفت امير المؤمنين (ع) در بازگشت خود از صفين چشمش به قبرستان افتاد فرمود اينجا كفات اموات است يعنى مساكن آنها است بعد چشم به منازل كوفه انداخته فرمود
هذه كفات الاحياء
اين هم مساكن زندهها است بعد اين آيه را قرائت نمود أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً أَحْياءً وَ أَمْواتاً وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ كوههاى مرتفع وَ أَسْقَيْناكُمْ ماءً فُراتاً يعنى آب گوارا هر آب گوارائى را فرات گويند.