احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٠ - بخش دوم آنچه از معصومين
آيه اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ نازل شده در باره قريش و جارى شده بعد از پيامبر ٦ در مورد اصحابش كه غصب خلافت امير المؤمنين (ع) را نمودند و امامى را به هواى نفس خود انتخاب كردند، بعد سخن را با طبيعىها برمىگرداند كه مدعى هستند بعد از مرگ زنده نمىشويم، وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا و اين تقديم و تاخير شده زيرا طبيعيها اقرار به حشر و نشر بعد از مرگ ندارند آنها مىگويند نحيا و نموت وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ ما خودمان زنده مىشويم و مىميريم و جز طبيعت چيز ديگرى ما را نمىميراند تا اين آيه يَظُنُّونَ اين گمان به معنى شك است.
١٣٤- تفسير قمى- آيه وَ الَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ منظور قريش است كه از آنچه پيامبر ٦ آنها را دعوت مىنمود اعراض داشتند. فرمود بگو به آنها يا محمد أَ رَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ يعنى بتهايى را كه مىپرستيدند سپس مىفرمايد وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ گفت: كسانى كه خورشيد و ماه و ستارگان و چهارپايان و درخت و سنگ را مىپرستيدند موقعى كه مردم در قيامت محشور شدند همين معبودها و خدايان آنها دشمن ايشان خواهند بود و نسبت به عبادت آنها بيزارى مىجويند بعد مىفرمايد أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ يا مىگويند اين قرآن را از خود درآورده إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً اگر من دروغ بسته باشم در صورتى كه خدا بخواهد پاداش يا كيفر دهد مرا قدرت ندارند جلو او را بگيرند هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ او بهتر مىداند دروغهائى كه در اين مورد مىگوئيد.
سپس مىفرمايد: قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ بگو من تنها يك پيامبر نيستم قبل از من انبيائى آمدهاند.
١٣٥- تفسير قمى- وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ اين آيه در باره منافقين از اصحاب پيامبر ٦ نازل شده و كسانى كه وقتى قرآن را مىشنيدند نه ايمان به آن داشتند و نه آن را حفظ مىكردند وقتى خارج مىشد به مؤمنين مىگفتند پيامبر ٦ چه گفت.
١٣٦- تفسير قمى- وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا يعنى شما با شمشير تسليم شديد وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ لا يَلِتْكُمْ يعنى كاسته نمىشود از شما.