احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٧ - بخش دوم احتجاج پيامبر اكرم
آنها را پذيرفتند و اما در دنيا به اينكه ابر بر سر آنها سايه افكند و خداوند براى آنها مرغ بريان و ترنجبين را از آسمان نازل نمود و از يك سنگ آب خوشگوار مىنوشيدند و دريا را براى آنها شكافت و آنها نجات يافتند و دشمنانشان غرق گرديدند آنها را بدين وسيله بر اهل زمانشان برترى بخشيد آن كسانى كه مخالف عقيده ايشان بودند و انحراف داشتند.
سپس خداوند به آنها فرمود وقتى چنين كارى را نسبت به اجداد شما انجام داده باشم بواسطه پذيرفتن ولايت محمد ٦ پس شايسته است كه شما را بيشتر فضيلت دهم كه به عهد و پيمان خود وفا كردهايد بعد مىفرمايد وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً يعنى بپرهيزيد از روزى كه هيچ كس نمىتواند جلو عذابى كه به ديگرى خواهد رسيد هنگام مرگ بگيرد وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ و نه شفاعت او پذيرفته مىشود در تاخير مرگ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ و نه از او پذيرفته مىشود كه ديگرى را براى مرگ معرفى نمايد به جاى او.
امام صادق (ع) فرمود اين جريان هنگام مرگ است كه شفاعت و فدا قبول نمىشود اما در قيامت ما و خانوادهمان تمام گرفتاريهاى شيعيانمان را برطرف مىكنيم.
١١- تفسير امام حسن عسكرى (ع)- در مورد آيه ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ امام در مورد ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ فرمود يعنى دلهايتان كور و خشك و دور از خير و رحمت شد اى يهودان. مِنْ بَعْدِ ذلِكَ يعنى بعد از اظهار آيات و معجزات عالى كه در زمان حضرت موسى مشاهده كرديد و آيات و معجزاتى كه از حضرت محمد ٦ ديديد فَهِيَ كَالْحِجارَةِ مانند سنگ ترشح و رطوبتى نداشت كه موجب سود و نفعى باشد يعنى نه حق خدا را پرداختيد و نه از اموال و قدرتهاى مالى خود انفاق نموديد و نه گرسنهاى را سير كرديد و نه مهماننوازى نموديد و نه به داد كسى رسيديد و هيچ عمل به آداب انسانيت نكرديد أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً يعنى دلهاى شما مانند سنگهاى سخت يا سختتر از سنگ شد. بصورت ابهام بيان مىكند و توضيح نمىدهد مانند كسى كه به ديگرى مىگويد تو نان يا گوشت خوردهاى و منظورش اين نيست كه من نمىدانم كدام را خوردهاى مىخواهد بر شنونده مبهم باشد تا نفهمد كه چه خورده گرچه مىداند او چه خورده است معنى آيه اين نيست كه بلكه سختتر از سنگ است زيرا استدراك (كه مطلبى را اول به صورتى بگويند و بعد آن را تصحيح كنند يك نوع غلطى