احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٠ - بخش اول احتجاجى كه پيامبر اكرم
را در ميان ايشان اجرا مىكنم.
سپس پيامبر اكرم ٦ فرمود: ابا جهل، خداوند عذاب را از تو رفع نموده براى اينكه مىداند به زودى از نژاد تو فرزندى پاك بوجود خواهد آمد. همان فرزندت عكرمه او فرمانرواى مسلمانان خواهد شد كه از شخصيتهاى برجسته است در نزد خدا تا وقتى كه مطيع خدا باشد. اگر اين جريان نبود عذاب بر تو و ساير قريش نازل مىشد بواسطه اين درخواستى كه كردند ولى خداوند مىداند گروهى از ايشان به پيامبرش ايمان مىآورند و سعادتمند مىشوند. خداوند جلو اين سعادت را از آنها نمىگيرد و از ايشان دريغ نمىدارد يا از او مؤمنى متولد مىشود كه پدرش را مهلت مىدهند تا فرزندش به سعادت برسد.
اگر اين مطلب نبود عذاب بر همه آنها نازل مىشد. به آسمان نگاه كن.
ابا جهل چشم گشود ديد دربهاى آسمان باز است و آتش فرود مىآيد كه بالاى سر آنها قرار دارد بطورى نزديك شد كه حرارت آتش را احساس كردند. پيكر ابا جهل و گروه حاضر به لرزه افتاد، پيامبر اكرم فرمود: نترسيد خداوند شما را از ميان نمىبرد با اين آتش اين عذاب را نازل كرد تا شما پند بگيريد از پشت آن گروه نورهائى خارج شد و به آسمان برآمد و در مقابل آنها قرار گرفت و به آسمان برگشت چنانچه از آسمان آمده بود.
پيامبر اكرم فرمود: بعضى از اين نورها همان نورهائى است كه خداوند مىداند بواسطه ايمان به من سعادتمند مىشوند و بعض ديگر نورهائى است از فرزندانى پاك كه به برخى از شما مربوط است پدرانشان به من ايمان نمىآورند ولى آن فرزندان ايمان خواهند آورد.
٣- تفسير امام- شيخ مفيد نقل مىكند از سعيد بن مينا از چند نفر از اصحاب كه گروهى از قريش با پيامبر اكرم ٦ روبرو شدند از جمله عتبة بن ربيعة و امية بن خلف، وليد بن مغيرة و عاص بن سعيد گفتند: يا محمد بيا ما خداى تو را عبادت مىكنيم و تو نيز خداى ما را عبادت كن، ما و تو هر دو شريك باشيم در اين كار. اگر اعتقاد ما بر حق باشد تو هم از آن بهرهمندشدهاى و اگر معتقدات تو بر حق باشد ما نيز بهره خود را بردهايم. خداوند اين سوره را نازل نمود:
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ. لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ. وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ ...
بعد ابى بن خلف استخوان پوسيدهاى را با دست خود نرم كرده آن را به باد داد و گفت