احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٩ - بخش اول احتجاجى كه پيامبر اكرم
حاضر كنى كه با چشم ايشان را ببينيم.
پيامبر اكرم فرمود: ابا جهل، مگر داستان ابراهيم خليل را نشنيدهاى؟ وقتى خداوند او را به ملكوت آسمانها بلند كرد كه اين آيه شاهد آن است:
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ. ديد چشم او قوى شد بطورى كه زمين و آنچه بر روى زمين بود چه پنهان و چه آشكارا مىديد. در همين موقع مشاهده كرد زن و مردى مشغول عمل منافى عفتند. از ديدن چنين جريانى آنها را نفرين كرد كه هلاك شوند. هر دو مردند. بعد باز دو نفر ديگر را مشاهده كرد بر آن دو نيز نفرين نمود، آن دو هم مردند. براى مرتبه سوم دو نفر ديگر را به اين كار مشغول ديد تا خواست نفرين كند، خداوند به او وحى نمود: ابراهيم از نفرين خوددارى كن نسبت به زن و مرد بندهى من، من بخشنده و مهربانم و جبار و حليم هستم مرا گناه بندگانم زيان نمىرساند همان طور كه اطاعت و بندگى آنها نيز سودى نمىبخشد هرگز با آنها معامله قهرآميز نمىكنم مثل تو، از نفرين نسبت به زن و مرد بندگانم خوددارى كن، تو يك بندهاى هستى كه بايد بندگانم را بترسانى. مرا در ملك شريكى نيست و نه مراقب و فرمانروائى دارم.
بندگان من نسبت به من در يكى از سه حالت هستند:
١- يا توبه مىكنند و من توبه آنها را مىپذيرم و گناهشان را مىبخشم و كار زشت آنها را مىپوشانم.
٢- يا آنها را عذاب نمىكنم چون مىدانم از نژاد ايشان فرزندانى مؤمن بوجود خواهد آمد، نسبت به پدر و مادر كافر آنها مدارا مىكنم و عذاب نمىنمايم تا آن فرزند مؤمن متولد شود، وقتى متولد شد گرفتار عذاب و بلاى من مىشوند.
٣- اگر نه جزء دسته اول و نه دسته دوم باشند آن كيفرى كه براى آنها آماده كردهام شديدتر از نفرينى است كه تو مىكنى، زيرا عذاب و كيفر من براى بندگان مناسب كبريا و جلال من است.
اينك ابراهيم، مرا با بندگانم واگذار من به آنها از تو مهربانترم، مرا با آنها واگذار چون من جبار و حليم و حكيم هستم با علم خود تدبير امور آنها را مىنمايم و قضا و قدر خويش