احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٠ - بخش اول احتجاجى كه پيامبر اكرم
در اين موقع روى به نصرانيان آورد فرمود شما معتقديد كه خداى قديم با عيسى مسيح متحد گشته كه پسر او است از اين عقيده منظورتان چيست؟ مىگوئيد ذات قديم و ازلى خدا بواسطه اتحاد با عيسى كه مخلوق است او هم مخلوق شده يا عيسى كه آفريدهايست و سابقه عدم و نبودن داشته بواسطه اتصال به خدا قديم و ازلى شده است يا منظورتان از اين اتحاد اينست كه خداوند او را مزيت و مرتبهاى داده كه به هيچ كس اين مقام را نداده.
اگر مىگوئيد خداى قديم آفريده شده است اين ادعاى باطلى است زيرا ذات قديم و ازلى محال است كه دگرگون شود و آفريده گردد اگر بگوئيد عيسى قديم و ازلى شده است اين هم محال است زيرا آفريده شده نيز محال است كه قديم و ازلى شود اگر بگوئيد منظور از اتحاد اينست كه او را مزيتى بخشيده و از بين مردم ممتازش نموده شما خود معترف شديد كه عيسى آفريده شده است و اين مقام و موقعيت نيز قبلا نبوده بعد پيدا شده زيرا وقتى عيسى آفريده شده باشد و مقامى كه به او داده است نيز بعد بوجود آمده باشد هر دو مىشوند محدث و مخلوق اين مخالف ادعائى است كه اول كرديد.
نصرانيان گفتند وقتى خداوند به دست عيسى آن معجزات را آشكار نموده از جهت مقام و موقعيت او را فرزند خود خواند.
پيامبر اكرم فرمود شنيديد كه در جواب يهود چه گفتم بعد همان فرمايش خود را تكرار كرد همه سكوت كردند مگر يك نفر كه گفت مگر شما معتقد نيستيد كه ابراهيم خليل الله است آن جناب قبول كرد گفت پس چه اشكالى دارد كه ما بگوئيم عيسى پسر خدا است.
پيامبر اكرم فرمود اين دو با هم شباهت ندارند زيرا وقتى مىگوئيم ابراهيم خليل الله است يا لفظ خليل از خله به معنى احتياج و فقر گرفته شده. مىگوئيم او محتاج و فقير در خانه خدا است و از ديگران بىنياز است اين معنى آشكار است همان موقعى كه خواستند او را در آتش اندازند و در منجنيق قرار دادند خداوند به جبرئيل دستور داد كه بندهام ابراهيم را درياب در وسط آسمان با ابراهيم ملاقات كرده گفت هر دستورى دارى بگو كه مرا براى يارى تو فرستادهاند در جواب جبرئيل گفت خدا كافى است و خوب نگهبانى است من پناه به ديگرى نمىبرم و فقط به او عرض حاجت مىكنم او را خليل خود ناميد كه از ديگران بىنياز و محتاج و فقير درب خانه اوست اگر خليل را از خله بگيريم كه معنيش اينست كه بر