احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٢ - بخش دوم آنچه از معصومين
بلندى داشت وقتى عثمان را مورد سرزنش و عيبجوئى قرار مىدادند او را تشبيه به همان مرد مىكردند بواسطه ريش درازى كه داشت.
توضيحى كه داد و (ما ادريك) را به معنى (ما اعلمك) گرفت شايد (ما) را ماى تعجب گرفته و به احتمال بعيد ممكن است منظورش اين مطلب باشد كه گفتهاند هر چه در قرآن به لفظ (ما ادريك) است يعنى آنچه خدا بيان نموده و آنچه به لفظ (ما يدريك) است يعنى آنچه خدا بيان نكرده است.
١٥٨- تفسير قمى- عبد الله بن كيسان از حضرت باقر نقل كرد كه فرمود جبرئيل بر پيامبر اكرم ٦ نازل شد و گفت «اقرء» بخوان. گفت چه بخوانم گفت اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ يعنى آفريد نور قديم تو را قبل از اشياء خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ يعنى تو را از نطفه آفريد و از تو على را جدا كرد اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ يعنى به على بن ابى طالب (ع) تعليم نمود عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ يعنى على را نوشتن آموخت براى تو كه قبلا نمىدانست على بن ابراهيم در مورد آيه اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ گفت بخوان باسم الله الرحمن الرحيم را الذى خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ گفت از خون اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ گفت به انسان نوشتن را آموخت كه بوسيله آن تكميل مىشود امور دنيا در شرق و غرب سپس فرمود كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى مىفرمايد انسان وقتى بىنياز شد كفر مىورزد و طغيان مىكند إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى آيه أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى عَبْداً إِذا صَلَّى گفته است آن شخص وليد بن مغيره بود كه مردم را از نماز خواندن باز مىداشت كه اطاعت خدا و پيامبر را ننمايند. آيه لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ يعنى سر او را مىگيريم و در آتش مىاندازيم.
آيه فَلْيَدْعُ نادِيَهُ گفت وقتى ابو طالب (ع) از دنيا رفت ابو جهل و وليد ملعون فرياد زدند بيائيد محمد ٦ را بكشيم دوست و ياورش از دنيا رفت خداوند مىفرمايد فرياد بزند و بخواند هر كس را مايل است چنانچه مردم را دعوت به كشتن پيامبر ٦ نمود ما نيز زبانيه جهنم را آماده مىكنيم سپس مىفرمايد كَلَّا لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ يعنى اطاعت از او نكردند هر چه دعوت كرد چون پيامبر اكرم ٦ را مطعم بن عدى بن نوفل بن مناف پناه داده بود و كسى جرات جسارت را نداشت.