شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٨٢ - معناى ملازمه حكم عقل و شرع
هدف از نهى شارع عبارت است از ايجاد زاجر و صارف و مانع درونى براى مكلف نسبت به انجام كار كه اگر اين نهى نبود مكلف مانع و زاجر نداشت.
حال در مواردى كه خود عقل مستقلا در مكلف ايجاد داعى مىكند و او را دعوت به انجام كار حسن مىنمايد و محرك اوست و يا در او ايجاد زاجر مىكند و وى را از انجام كار زشت بازمىدارد و هشدار مىدهد كه مبادا انجام دهى،ديگر نيازى به جعل داعى يا زاجر از طرف مولى نيست،بلكه نه تنها حاجتى به آن نيست كه عبث و لغو است و بلكه اساسا محال و ممتنع است.
چون مستلزم تحصيل حاصل است،يعنى داعى و زاجر كه خودش حاصل و موجود است مولى مىخواهد كه مكلف او را تحصيل كند و در جان خودش ايجاد كند و تحصيل حاصل محال است.
بنابراين ما به اين نتيجه مىرسيم كه كليه اوامر و نواهىاى كه از سوى شارع مقدس در موارد حكم عقل وارد شده است،تماما ارشادى و تأكيدى هستند،و هيچكدام مولويت و تأسيسيت ندارند.
نعم:در پايان دو مورد را استثناء مىكند و آن اينكه:
مقدمه:اختلاف است كه آيا مدح و ذم با ثواب و عقاب دو چيزند يا يكى؟
برفرض كه دو تا باشند آيا لازم و ملزومند،يعنى لازمۀ مدح ثواب و لازمۀ ذم عقاب است؟يا خير چنين ملازمهاى نيست.
مسئله اختلافى است،حق آنست كه مدح و ذم با ثواب و عقاب يكى است و استحقاق مدح مساوى است با استحقاق ثواب چنانكه استحقاق ذم مساوى است با استحقاق عقاب،و لذا علماء گفتهاند كه:
«مدح الشارع ثوابه و ذمه عقابه»و قول اكثر محققين از علماء همين است.البته كسانى هم هستند كه عينيت را قائل نيستند بلكه