شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٦٧ - دلائل اشاعره
كند و يا اثبات ملازمه را،و در احتمال دوم يا بايد ملازمه را بزند و يا اگر ملازمه را پذيرفت ابطال لازم را بزند و بگويد اين لازم باطل يا منتفى نيست و الا راه ديگرى ندارد.
با حفظ اين مقدمه،وارد دليل اول اشاعره مىشويم كه به صورت قياس استثنائى است.
مقدمۀ اين دليل:سابقا در بيان امر رابع از اين امور سته گفتيم كه مبادى قياسات هشت مبدأ است يكى از آنها يقينيات است و ديگرى مظنونات و سومى مشهورات و هكذا.
و گفتيم كه حسن و قبح مورد بحث ما داخل در قضاياى مشهوره است و يك قسم از اقسام ششگانه مشهورات است و مشهورات قسيم ضروريات و بديهيات سته منطق است.چون آنها داخل در يقينيات هستند و از دو وادى هستند و ما بين اينها سه تفاوت وجود دارد،كه در جواب استدلال اشاعره بيان خواهيم كرد.
فعلا مىخواهيم فقط اشاره كنيم به اينكه اشاعره بين اين دو باب خلط كرده و دچار مغالطه شدهاند.با حفظ اين مقدمه دليل اينست:
اگر حاكم به حسن و قبح افعال عقل انسان باشد لازمهاش آنست كه فرقى نباشد ما بين حكم عقل به اين قضيه يعنى حسن و قبح با حكم عقل به اينكه الكل اعظم من الجزء(فرقى نباشد يعنى همانطورىكه عقل هر عاقلى برطبق قضيه ثانيه حكم مىكند و همگان اتفاقنظر دارند در قضيه حسن و قبح هم همگان متفق النظر باشند).
لكن التالى باطل،يعنى اينكه فرق نباشد بين اين دو باب باطل است.بلكه فرق موجود است.فالمقدم مثله فى البطلان.بيان ملازمه:چون بقول شما حاكم در هر دو عقل است و تفاوتى بين احكام عقليه نبايد باشد.
بيان ابطال لازم:اينكه فرق نباشد باطل است بلكه فرق موجود