شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٩٣ - ٩- - المقدمة العبادية
نمايد لطمهاى به اعمال حج او وارد نمىشود و لو غصب كرده و از آن حيث عاصى و معاقب است چون قطع مسافت مقدمه است و ايضا اگر تطهير ثوب از طريق آب غصبى هم انجام بگيرد مقدميت للصلاة درست مىگردد و...
و ثانيا واجب غيرى بما هو واجب غيرى هيچگونه استحقاق ثوابى بر اتيان آن نيست چنانكه عقابى هم در ترك آن نيست بلكه تمام الثواب مال اتيان ذى المقدمه است و تمام العقاب هم مربوط بترك ذى المقدمه است.
حال در اينجا دو مشكل و دو سؤال اساسى مطرح مىگردد:
١-وجوب مقدمه يك وجوب توصلى است،پس چگونه خصوص طهارات ثلاث مقدمۀ عبادى هستند و مقدمۀ واجب قرار نمىگيرند مگر به قصد قربت انجام بگيرند؟
٢-اگر بر انجام مقدمۀ واجب و واجبات غيريه ثوابى علىحده مترتب نمىشود پس چگونه بر خصوص طهارات ثلاث ثواب علىحده مترتب است؟
اين دو سؤال علماى اعلام را واداشته كه هركدام طريقى و راهحلى را پيشنهاد كنند.جناب مظفر مقدمتا مىفرمايد:
اين دو اشكال ايراد بر عبادى بودن طهارات ثلاث و بر استحقاق ثواب نسبت به طهارات ثلاث نيست زيرا عباديت طهارات ثلاث امرى است مفروغ عنه و لا ريب فيه است كما اينكه استحقاق ثواب بر اتيان اينها نيز امرى است مسلم و جاى ترديد نيست.بلكه در حقيقت اين دو اشكال برآن اصول و قواعديست كه ما در باب مقدمۀ واجب تأسيس نموديم،پس بايد برگرديم به آن اصول خودمان و آن اصول را تصحيح كنيم به اين وسيله كه عباديت طهارات ثلاث را جورى توجيه كنيم كه با توصلى بودن اوامر غيريه سازگار باشد،در اينجا راههاى فراوانى ارائه شده ولى به عقيدۀ ما راه حل اينست كه بگوئيم: