شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠ - ١- - مرحله اولى
هستند؟و يا حسن و قبح افعال اعتبارى است نه واقعى و نفس الامرى؟به عبارت ديگر آيا حسن و قبح افعال ذاتى و واقعى است و تابع اعتبار كسى نيست و يا اعتبارى است؟به عبارت سوم:آيا افعال و كارهاى ما با قطع نظر از امر و نهى شارع بعضى ذاتا حسن و برخى ذاتا قبيح هستند و يا اينكه حسن و قبح اشياء اعتبارى است و تابع امر و نهى شارع است؟
در اين مرحله نزاع ما بين اشاعره از يك طرف و اماميه و معتزله از طرف ديگر است.
اماميه و معتزله مىگويند:بعضى از كارها با قطع نظر از بيان شارع ذاتا حسن است كالعدالة و عقل ما استقلالا مىتواند حسن آن را ادراك كند.و بعضى از كارها با قطع نظر از بيان شارع ذاتا قبيح است كالظلم و شارع مقدس امر نمىكند مگر به آن كارهائى كه داراى حسن ذاتى هستند و نهى نمىكند مگر از كارهائى كه داراى قبح ذاتى هستند و لذا شعار ما اين است:اوامر و نواهى الهى تابع مصالح و مفاسد واقعيه و نفسالامريهاى است كه در متعلقات آنها وجود دارد.
ولى اشاعره مىگويند:هيچ عملى ذاتا و با قطع نظر از بيان شارع حسن يا قبح ندارد بلكه بهر كارى كه شارع امر كرد آن كار مىشود حسن و لو امر بزنا-ظلم و...و از هر كارى كه شارع نهى كرد آن فعل متصف بعنوان قبيح مىشود و لو عدالت و صداقت و...پس حسن و قبح از امر و نهى شارع انتزاع مىشوند و شعار اشاعره آن است كه:«الحسن ما حسنه الشارع و القبيح ما قبحه الشارع».(هرچه آن خسرو كند شيرين بود).
و اين اختلاف ريشهدارترين نزاع ما بين اشاعره با معتزله و اماميه است و مسئلۀ عدالت خداوند و حكمت خداوند كه دو اصل مهم اعتقادى است بر اين اصل مبتنى است.يعنى اگر حسن و قبح عقلى را پذيرفتيم عدالت و حكمت معنى دارد و الا فلا.و ما را بخاطر