شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٦٢ - ٥- - المقدمة الداخلية
اينكه مركب و كل در وجود خارجىاش متوقف بر تكتك اجزاء است؛تا ركوع نباشد،نماز در خارج تحقق نمىيابد و هكذا.نظير اينكه عشره در خارج مركب از ده تا يكى است و تا اين يكىها نباشند عشره هم نيست؛پس هركدام از اين يكها مقدمهاى هستند لتحقق العشرة.لذا نام اجزاء را مقدمات گذاشتهاند.
٢-چرا نام اجزاء را مقدمات داخليه گذاشتهاند؟
جواب:بدليل اينكه هر جزئى،داخل در ماهيت كل است و قوام مركب به اجزائش مىباشد و اساسا مركب،در خارج،چيزى وراى همين اجزاء نيست و يك وجود مستقل و جدا از اين اجزاء ندارد؛ لذا اينها مقدمات داخليهاند؛يعنى داخل در ذات مركب و واجبند.
و اما مقدمات خارجيه عبارتند از امورى كه خارج از حقيقت و ماهيت واجبند و در تشكيل ماهيت سهمى ندارند بلكه خود در خارج به يك وجود جدائى موجودند و لكن وجود واجب در خارج صحيحا متوقف بر اين امور است؛مثل وضوء براى نماز؛نصب سلم براى كون على السطح و قطع مسافت براى حج و...
سؤال:هدف از طرح اين بحث چيست؟
جواب:هدف آنست كه بلا اشكال،مقدمات خارجيه،در محل نزاع ما،در باب مقدمۀ واجب داخلند و اساسا قدر مسلم از مورد بحث همين قسم است حال مىخواهيم ببينيم آيا مقدمات داخليه هم داخل در مورد نزاع هستند يا نه؟گروهى از اصوليين از قبيل مرحوم آخوند و صاحب حاشيه(ره)فرمودهاند مقدمات داخليه از محل نزاع بيروناند.مدرك اين گروه بر اين مدعى احد الامرين است.
١-يا دليلشان اين است كه اساسا اجزا مقدميت ندارند براى مركب،بجهت اينكه مقدمه،همانطورىكه از لفظش پيداست،يعنى چيزى كه سابق و مقدم بر مأمور به است و مأمور به(يعنى واجب) برآن متوقف است؛يعنى بايد آن را جلوتر انجام دهيم تا به واجب برسيم و حال آنكه اجزا تقدم بر واجب ندارند بلكه اجزا خود همان واجب