شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٥١ - ٢- - معناى تبعيت در وجوب غيرى
باعث و انگيزه و محرك و داعى مولى شد براى امر به مقدمه و واجب كردن مقدمه در حق مكلفين.
بيان ذلك ابتداء يك تنظير قرآنى:
در روز قيامت:مؤمنين در بهشت به يكديگر مىگويند:تو باعث شدى كه ما بهشتى شويم و متقابلا جهنمىها به يكديگر مىگويند تو باعث شدى كه ما وارد جهنم شويم،يعنى داعى ما به اين كار تو بودى و تو زمينه جهنمى شدن ما را فراهم كردى نه اينكه آن رفيق خوب يا اين رفيق بد علت تامه صعود به بهشت يا سقوط در جهنم باشد بلكه او فقط با اعمالش و ارشاد يا اضلالش زمينه را فراهم ساخت و اين انسان با آزادى و اراده و اختيار خود را بهشتى كرد يا جهنمى حتى وسوسههاى شيطان هم فقط باعثيت و محركيت دارد و الا عليت ندارد لذا در قيامت شيطان مىگويد: «وَ قٰالَ الشَّيْطٰانُ لَمّٰا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللّٰهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَ مٰا كٰانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطٰانٍ إِلاّٰ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاٰ تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ... (سورۀ ابراهيم آيۀ ٢٣ و ٢١شيطان فقط چراغ سبزى نشان مىدهد.
به نظر مىرسد بهترين تعبير در اينجا همين تعبير باعثيت و داعويت است.پس از تأمل در اين تنظير مىگوئيم:از آنجا كه مقدمه از خود اصالتى ندارد بلكه هدف از ايجاد آن و هدف از ايجاب آن عبارت است از توصل به ذى المقدمه و از آنجا كه مقدمه فقط طريق و پلى است كه ما را به ذى المقدمه واصل مىكند و آنكه مطلوبيت و وجوب ذاتيه دارد ذى المقدمه است و از طرفى هم تحصيل اين ذى المقدمه متوقف است بر انجام آن مقدمه لذا وجوب ذى المقدمه و مطلوبيت او باعث شد كه مولى ما را امر به مقدمات نمايد و آن مقدمات را در حق ما واجب كند و بدنبال امر مولى براى مقدمه وجوب پيدا شود.پس وجوب مقدمه معلول وجوب ذى المقدمه نيست بلكه وجوب آن معلول امر مولى است منتهى چيزى كه باعث شد و واداشت