شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٥٠ - ٢- - معناى تبعيت در وجوب غيرى
بدريا بنگرم،دريا تو بينم
به صحرا بنگرم،صحرا تو بينم
به هرجا بنگرم كوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا تو بينم
حال اين امر كه شوق به مقدمات منبعث از شوق به ذى المقدمه است مشهور را واداشته به اينكه قائل به عليت و معلوليت شوند و لكن جناب مظفر مىفرمايد اين فلسفه ناتمام است به جهت اينكه مجرد شوق آمر به انجام يك عمل از ناحيه عبيد كه وجوب نيست تا شما بگوئيد وجوب مقدمه منبعث از وجوب ذى المقدمه و معلول آن است بلكه شوق تنها جزء العله است و در حقيقت مقتضى است.
نخست بايد شوق به انجام كار از ديگران در آمر پيدا بشود سپس مانعى هم از امر كردن نداشته باشد.موانع گوناگون است و در بحث مقدمات مفوته خواهد آمد حال مختصرا مىگوئيم عدم دخول وقت يك مانع است يا تقيه يك مانع است و...
در مرحله ثالثه آمر هم كسى باشد كه اهليت براى امر داشته باشد مثل مولاى حقيقى يعنى شارع مقدس و مثل موالى عرفيه نسبت به غلامانشان بعد از اجتماع همه اينها آمر امر مىكند و آنگاه عقل ما از اين امر وجوب را انتزاع مىكند و مىگويد:هذا الفعل واجب على العبد،خلاصه اينكه وجوب مقدمه نه مستقيما معلول وجوب ذى المقدمه است و نه در سلسلۀ علل به او منتهى مىشود كه با چند واسطه معلول وجوب ذى المقدمه باشد.بلكه فقط وجوب مقدمه در سلسله علل مىرسد به شوق به ذى المقدمه كه آنهم علت تامه نبود براى وجوب مقدمه بلكه علت واقعى هر دو امر مولا است و كلاهما معلولان للأمر كما ذكرنا.
معناى چهارم:تبعيت به معناى ترشح نمودن وجوب مقدمه است از وجوب ذى المقدمه منتهى نه به اين معنى كه وجوب ذى المقدمه علت باشد و وجوب مقدمه معلول بلكه باين معنى كه وجوب ذى المقدمه