شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٠٨ - تمهيد
٤-هرگاه مكلف دستش از واقع كوتاه بود و تنها دسترسى به امارات يا اصول داشت و مدتى برطبق اين اماره يا اصل عمل نمود سپس كشف خلاف شد،يعنى معلوم شد كه اين اماره خطا كرده و ما را بواقع نرسانده و يا اين اصل مخالف واقع بوده مثلا در واقع نماز ظهر واجب بوده در عصر غيبت ولى خبر واحد گفته بود نماز جمعه واجب است يا استصحاب گفته بود جمعه واجب است.حال در چنين موردى پس از كشف خلاف آيا اعمالى را كه مكلف برطبق امر ظاهرى يعنى مؤداى اماره يا اصل انجام داده مجزى است و مكلف را بىنياز مىكند از امتثال امر واقعى و اعاده اداء او قضاء لازم نيست؟يا اينكه خير اين عمل مجزى نيست و پس از كشف خلاف دوباره بايد تمام آن اعمالى را كه اتيان كرده اعاده نمايد؟ اين مورد بحث است.
٥-شاخههاى مسئلۀ مورد بحث:مكلفى كه برطبق اماره يا اصل عمل نمود و سپس كشف خلاف شد تارة برطبق اماره تارة برطبق اصل عمل كرده و بعد كشف خلاف شده و در هريك از اين دو صورت تارةً كشف خلاف مىشود بنحو يقينى و جزم يقينى و جزم صددرصد و تارة كشف خلاف مىشود و يك دليل و حجت معتبر شرعى يعنى خبر واحد جامعالشرائطى قائم مىشود كه حكم اين است نه آنكه تو عمل مىكردى ٤-٢^٢ قسم مىشود و چون صور اربعه فى الجملة با يكديگر اختلاف دارند اگرچه بعضى از صور با بعض ديگر متفق الحكم هستند لذا ناچار اينها را جداجدا در سه مسئله مطرح مىكنيم:
مسئله اولى:برطبق اماره عمل كند سپس كشف خلاف شود يقينا آيا اين عمل مجزى است يا خير؟
مسئله ثانيه:برطبق اصل عمل كند سپس كشف خلاف شود يقينا آيا اين عمل مجزى است يا خير؟.