شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧ - ١/ ٢ وجوه قرآن
١٤٥٧. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: انسان، فقيه (دينْآگاهِ) كامل نخواهد شد، مگر آن گاه كه براى قرآن، وجوه فراوانى بداند.
١٤٥٨. الدرّ المنثور- به نقل از ابن عبّاس، هنگام سخن گفتن از خوارج كه حكميت را نپذيرفتند و از على بن ابى طالب عليه السلام جدا شدند-: از آنان، دوازده هزار تن جدا شدند. امام على عليه السلام مرا خواند و فرمود: «نزد ايشان برو و با آنان بحث كن و آنان را به كتاب و سنّت دعوت نماى و با قرآن با آنها احتجاج مكن؛ زيرا قرآن، وجوه گوناگونى دارد؛ بلكه [با استدلال] به سنّت با آنان بحث كن».
١٤٥٩. امام على عليه السلام- در توصيه به عبد اللَّه بن عبّاس، آن گاه كه او را براى متقاعد كردن خوارج فرستاد-: با آنها با قرآن، بحث مكن؛ زيرا قرآن وجوه گوناگون دارد. تو مىگويى و آنها مىگويند؛ بلكه [با استناد] به سنّت با آنها احتجاج كن؛ چرا كه در برابر سنّت، راه گريزى [و توجيهى] نمىيابند.
١٤٦٠. تفسير العيّاشى- به نقل از ابو عبد الرحمان سلمى-: على عليه السلام بر قاضىاى گذشت.
فرمود: «آيا ناسخ را از منسوخ باز مىشناسى؟».
قاضى گفت: خير.
فرمود: «هم خودت به هلاكت افتادهاى و هم ديگران را به هلاكت انداختهاى. هر كلمهاى از قرآن، چند وجه [و معنا] دارد».
١٤٦١. امام صادق عليه السلام: كتاب خدا بر چهار چيز است: عبارت،[١] اشارت، لطايف، و حقايق.
عبارت، براى عامّه مردم است. اشارت براى خواص است. لطايف براى اولياست و حقايق براى انبيا.
[١]. منظور از« عبارت»، الفاظ و معانى ظاهرى آنهاست.