شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩ - ٢/ ٤ استواران در دانش و در شناخت تأويل
٢/ ٤ استواران در دانش و در شناخت تأويل[١]
قرآن
«اوست كسى كه اين كتاب (قرآن) را بر تو فرو فرستاد. پارهاى از آن، آيات محكم [و روشن] اند. آنها اساس كتاباند، و [پارهاى] ديگر، متشابهات اند [كه تأويلپذيرند]؛ امّا كسانى كه در دلهايشان انحراف است، براى فتنهجويى و طلب تأويل آن [به دلخواه خود]، از متشابه آن، پيروى مىكنند، با آن كه تأويلش را جز خدا و استواران در دانش، كسى نمىداند؛ [همانان كه] مىگويند: «ما بِدان ايمان آورديم. همه [ى آيات، چه محكم و چه متشابه]، از جانب پروردگار ماست»، و جز خردمندان، كسى متذكّر نمىشود».
«و چون خبرى [حاكى] از ايمنى يا وحشت به آنان رسد، آن را انتشار مىدهند؛ و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود، ارجاع دهند، قطعاً از ميان آنان، كسانى هستند كه [درست و نادرستِ] آن را در مىيابند، و اگر فضل خدا و رحمتِ او بر شما نبود، مسلّماً جز [شمارِ] اندكى، از شيطان پيروى مىكرديد».
«و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم، آنچه را به سوى ايشان نازل شده است، توضيح دهى، و اميد كه آنان بينديشند».
«و ما اين كتاب (قرآن) را بر تو نازل نكرديم، مگر براى اين كه آنچه را در آن اختلاف كردهاند، براى آنان توضيح دهى و [آن،] براى مردمى كه ايمان مىآورند، رهنمود و رحمتى است».
«همان طور كه در ميان شما، فرستادهاى از خودتان روانه كرديم، [كه] آيات ما را بر شما مىخواند و شما را پاك مىگرداند و به شما كتاب و حكمت مىآموزد و آنچه را نمىدانستيد، به شما ياد مىدهد».
حديث
١٤٩٦. امام على عليه السلام: از من، در باره قرآن بپرسيد؛ چرا كه دانش اوّلين و آخرين، در قرآن است.
[قرآن] براى هيچ گويندهاى [جاى] سخن نگذاشته است و تأويل آن را جز خدا و استواران در دانش، كسى نمىداند و اينان، يك نفر نيستند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله يكى از ايشان بود كه خداوند سبحان، آن را به او آموخت و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هم آن را به من آموخت و [تأويل قرآن] در فرزندان [معصومِ] او تا روز قيامت، باقى خواهد ماند.
[١]. اين تعبير را به عنوان برگردان فارسى براى اصطلاح قرآنىِ« الرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ» برگزيدهايم كه يعنى: آنها كه علم يقينى و ترديدناپذير دارند؛ آنها كه علمشان پايدار و بىزوال است. در اين باره، ر. ك: المَجازات القرآنية( تلخيص البيان): ص ٤٢؛ الطراز المتضمّن: ج ٢ ص ٢٠٦.