شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٩ - ٥/ ٢ چندسوگندها
٥/ ٢ چندسوگندها
«سوگند به صفبستگان- كه صفى [باشُكوه] بستهاند- و به زجر كنندگان- كه به سختى زجر مىكنند- و به تلاوت كنندگان [آيات الهى]، كه قطعاً معبود شما يگانه است».
«سوگند به بادهاى ذرّهافشان، و ابرهاى گرانبار، و سَبُكسيران، و تقسيمكنندگان كار [ها]، كه آنچه وعده دادهشدهايد راست است و [روز] پاداش، واقعيت دارد».
«سوگند به طور، و كتابى نگاشته شده، در طومارى گسترده، و سوگند به آن خانه آباد [خدا]، و سوگند به بام بلند [آسمان] و آن درياى سرشار [و افروخته]، كه عذاب پروردگارت واقع شدنى است [و] آن را هيچ بازدارندهاى نيست».
«نون! سوگند به قلم و آنچه مىنويسند [كه] تو، به لطف پروردگارت، ديوانه نيستى. و بى گمان، تو را پاداشى بىمنّت خواهد بود. و راستى كه تو را خويى والاست».
«پس نه [چنان است كه مىپنداريد]. سوگند ياد مىكنم به آنچه مىبينيد، و آنچه نمىبينيد، كه [قرآن] قطعاً گفتار فرستادهاى بزرگوار است. و آن، گفتار شاعرى نيست كه كمتر [به آن] ايمان داريد، و نه گفتار كاهنى كه كمتر [از آن] پند مىگيريد. [پيامِ] فرود آمدهاى است از جانب پروردگار جهانيان».
«و [شماره] سپاهيان پروردگارت را جز او نمىداند، و اين [آيات]، جز تذكارى براى بشر نيست. نهچنين است [كه مىپندارند]! سوگند به ماه، و سوگند به شامگاه، چون پشت مىكند، و سوگند به بامداد، چون آشكار مىشود، كه آيات [قرآن] از پديدههاى بزرگ است. براى بشر، هشدار دهنده است؛ براى هر كه از شما كه بخواهد پيشى جويد، يا باز ايستد».
«نه سوگند به روز رستاخيز، و [باز] نه سوگند به وجدان سرزنشگر. آيا انسان مىپندارد كه هرگز ريزه استخوانهايش را گرد نخواهيم آورد؟! آرى، تواناييم كه [حتّى خطوط] سر انگشتانش را [يكايك] درست [و بازسازى] كنيم؛ ولى انسان مىخواهد كه در پيشگاه او، فسادكارى كند. مىپرسد: روز رستاخيز، چه وقت است؟».
«سوگند به فرستادگانِ پى در پى، كه سخت توفنده اند، و سوگند به افشانندگانِ افشانگر، كه [ميان حق و باطل] جُداگرند، و القا كننده وحى اند- خواه عذرى باشد يا هشدارى- كه آنچه وعده يافتهايد، قطعاً رخ خواهد داد».