شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٧ - ه - مثلهايى براى بيان ويژگىهاى مؤمن و كافر
آتش مىگدازند هم، نظير آن، كفى بر مىآيد. خداوند، حق و باطل را چنين مَثَل مىزند. امّا كف، بيرون مىافتد و از ميان مىرود؛ ولى آنچه به مردم سود مىرساند، در زمين [باقى] مىماند. خداوند، مَثَلها را چنين مىزند».
د- مَثَل سخن پاك و سخن ناپاك
«آيا نديدى خدا چگونه مَثَل زده؟ سخنى پاك كه مانند درختى پاك است كه ريشهاش استوار و شاخهاش در آسمان است، [و] ميوهاش را هر دم به اذن پروردگارش مىدهد؟ و خدا مَثَلها را براى مردم مىزند. شايد كه آنان پند گيرند. و مَثَلِ سخنى ناپاك، چون درختى ناپاك است كه از روى زمين، كنده شده و قرارى ندارد».
ه- مَثَلهايى براى بيان ويژگىهاى مؤمن و كافر
«مَثَل اين دو گروه، چون نابينا و كر [در مقايسه] با بينا و شنواست. آيا در مَثَل، يكسان اند؟
پس آيا پند نمىگيريد؟».
«خدا مَثَلى مىزند: بندهاى است زرخريد كه هيچ كارى از او بر نمىآيد. آيا [او] با كسى كه به وى از جانب خود، روزىِ نيكو دادهايم و او از آن، در نهان و آشكار، انفاق مىكند، يكسان است؟ ستايش، خداى راست؛ [نه،] بلكه بيشترشان نمىدانند. و خدا مَثَلى [ديگر] مىزند:
دو مردند كه يكى از آنها لال است و هيچ كارى از او بر نمىآيد و او سربار خداوندگارش است. هر جا كه او را مىفرستد، خيرى به همراه نمىآورد. آيا او با كسى كه به عدالت فرمان مىدهد و خود بر راه راست است، يكسان است؟».
«خدا مَثَلى زده است: مردى است كه چند خواجه ناسازگار، در [مالكيت] او شراكت دارند [و هر يك، او را به كارى مىگمارند] و مردى است كه تنها، فرمانبر يك مرد است. آيا اين دو، در مَثَل، يكسان اند؟ ستايش خداى را؛ [نه،] بلكه بيشترشان نمىدانند».
«آيا كسى كه مرده [دل] بود و زندهاش گردانيديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن، در ميان مردم راه برود، چون كسى است كه گويى گرفتار در تاريكىهاست و از آن، بيرون آمدنى نيست؟ اين گونه براى كافران، آنچه انجام مىدادند، زينت داده شد».
«پس آيا آن كس كه نگونسار راه مىپيمايد، هدايت يافتهتر است، يا آن كس كه ايستاده بر راه راست مىرود؟».