شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٥ - جدال احسن
او را جريحهدار نسازد.[١] بعضى با محور قرار دادن مقدماتى كه جدل بر آنها متوقف است، جدال احسن را جدالى دانستهاند كه از مقدمات مقبول عموم مردم يا طرف گفتگو تشكيل شود.[٢] عدهاى هم نيت و هدف را دخالت داده و جدال احسن را محاجّهاى دانستهاند كه با رفق، نرمى، لطافت، گذشت و احسان در مقابل بدىها، و با نيّت خير و نفع رساندن به حق همراه باشد و در آن از بلند كردن صدا، ناسزا گويى، زورگويى و استهزا پرهيز شود.[٣] گروهى هم جدال احسن را به مناظره با قرآن و حجّتهايى تفسير كردهاند كه شبههها را برطرف سازد و گفتارهاى عنادآلود خصم را در هم بكوبد،[٤] يا به جدالى كه در خور فهم و درك مخاطب است[٥] يا براى فرايض[٦] يا اثبات حق و ابطال باطل در امر دين صورت پذيرد.[٧] و سرانجام برخى در بيانى جامع گفتهاند: مجادله هنگامى نيكوست كه در آن، شدّت در گفتار، طعنه و اهانت نباشد. جدال وقتى احسن است كه جَدَل، مجادل را به خصم نزديك كند، به گونهاى كه با هم متفق گردند و بىهيچ لجاجت و عنادى براى اظهار حق به يكديگر يارى رسانند،[٨] از اين رو جدالكننده بايد از آنچه انكار و دشمنى خصم را بر مىانگيزد، بپرهيزد و نيز بايد از مقدمات دروغ- هرچند مقبول طرف مقابل باشد- جز در مواردى كه بخواهد
[١]. مجمع البيان: ج ٦ ص ٢١١.
[٢]. تفسير الفخر الرازى: ج ٢٠ ص ١٣٩.
[٣]. التبيان فى تفسير القرآن: ج ٦ ص ٤٤٠؛ تفسير الوسيط: ج ٢ ص ١٣١٩.
[٤]. كنز الدقائق: ج ٧ ص ٢٩١.
[٥]. تفسير ماوردى: ج ٣ ص ٢٢٠.
[٦]. مجمع البحرين: ج ١ ص ٣٥٣ ماده« جدل».
[٧]. بحار الأنوار: ج ٢ ص ١٢٥.
[٨]. الميزان فى تفسير القرآن: ج ١٦ ص ١٣٧- ١٣٨؛ تفسير نمونه: ج ١٦ ص ٢٩٩.